تتر را بیشتر بشناسید


او بازیکنی بسیار سریع با تکنیکی باورنکردنی است ولی بسیار جوان و هنوز از نظر بدنی کاملا رشد نکرده است اما سریع با اراده است. به طور قطع از بازیکن هایی است که به او توجه خاصی خواهم داشت

در مسیر کای هاورتز؛ جوان‌ترین بازیکن تاریخ بایرن مونیخ را بیشتر بشناسید

Content Image

پل وانر با حضور خود در زمین برابر گلادباخ به جوان ترین بازیکن تاریخ بایرن مونیخ تبدیل شد. به این بهانه نگاهی داریم به پدیده جوان بایرن

دیدار بایرن برابر گلادباخ یک ویژگی خاص را به همراه داشت. دقیقه 75 جوان ترین بازیکن تاریخ بایرن و دومین بازیکن جوان بوندسلیگا به جای مارک روکا وارد زمین شد. پل وارنر تنها 16 سال دارد و در یکی از بازی های حساس تیمش به میدان رفت. هر چند که در پایان شاگردان ناگلزمن با شکست زمین را ترک کردند ولی می توان آن را برای وارنر خاص توصیف کرد.

پل وارنر متولد امتزل در جنوب آلمان می باشد که به طور تقریبی بین فرایبورگ و مونیخ، نزدیک مرز اتریش واقع شده است. او بازی را در تیم محلی راونسبورگ آغاز کرد. او به وسیله استعدادیاب بایرن شناسایی و در جولای 2020 در 14 سالگی با این تیم قرارداد امضا کرد.

وارنر در سال اول حضورش از رده سنی خود پیشرفته تر در نظر گرفته شد و در اولین سال حضورش در باشگاه در تیم زیر 16 سال بازی کرد. فصل بعد بعد به تیم زیر 17 سال راه یافت. پیشرفت خود او باعث حضورش در تیم زیر 19 سال شد.

نمایش خوب او باعث راهیابی به تیم ملی جوانان آلمان شد و نخستین بازی را نیز در 2021 برابر لهستان انجام داد.معضل همه گیری کرونا باعث شد او به وسیله ناگلزمن به تیم اصلی فراخوانده شود و حتی در بوندسلیگا بازی کند.

پل وارنر هافبک تهاجمی است که در مرکز زمین بازی می کند. گرچه او توانایی بازی در جناحین را زیر دارد. وارنر با توجه به فیزیک زیر نقش خود دارای تکنیک بسیار بالایی است و مشخصات او یاد آور کای هاورتز هافبک سابق لورکوزن و فعلی چلسی می باشد.

وارنز به همراه ابراهیموویچ در کمپ تمرینی اسپانیا حضور داشتند و از سوی ناگلزمن برای شرکت در تمرینات پیش از بازی با گلادباخ به آلمان بازگشتند. پس از حضور آنها در آلمان، ناگلزمن در جمله جالب بازگو می کند که"جوانان را نباید در پر قو بزرگ کرد" که اشاره ای به بالا بودن سطح تمرینات تیم اصلی بایرن برای رده سنی آنهاست.

او بازیکنی بسیار سریع با تکنیکی باورنکردنی است ولی بسیار جوان و هنوز از نظر بدنی کاملا رشد نکرده است اما سریع با اراده است. به طور قطع از بازیکن هایی است که به او توجه خاصی خواهم داشت

تفاوت هایلایت و لولایت چیست؟ انواع لایت مو را بشناسید

برهایلایت و لولایت چیست ؟ چه تفاوتی با مش دارد؟ چند نوع لایت و هایلایت وجود دارد؟ کدام روش چهره را جذابتر می کند؟ یکی از روش های جدید و پر طرفدار رنگ کردن مو ، هایلایت و لولایت است. این روش ها با ایجاد سایه های روشن و تیره روی موها زیبایی خاصی به آنها می بخشند.

هایلایت و لولایت

لایت مو یعنی چه ؟

لایت نوعی رنگ آمیزی مو به صورت تکه ای است و بخش هایی از مو رنگ می شود. در این روش مو رنگ و ابعاد جدید و طبیعی تری می گیرد. هایلایت و لولایت دو نوع لایت مو هستند.

در لایت مو از رنگ مو های گرم مانند مسی ، مسی آتشی، کرم طلایی، ماهوگنی ، فندقی ، کاراملی و … و از رنگ های سرد مانند زیتونی ، دودی ، یخی و … استفاده می شود.

رنگ های گرم و طلایی طرفداران بیشتری دارند.

نکته : رنگ ماهاگونی رنگی تند، زنده و درخشان، بین قرمز و قهوه‌ای و یکی از محبوب‌ترین رنگ موها در سراسر جهان محسوب می‌شود.

هایلایت و لولایت

تفاوت هایلایت و لولایت چیست ؟

در روش هایلایت، بخشهایی از مو ۲ تا ۳ درجه از رنگ موی روشن تر می شود ولی در لولایت برعکس هایلایت رنگ بخش هایی از مو تیره تر می شود.

معمولا هایلایت بر روی موهایی با زمینه تیره و لولایت روی موهایی با زمینه روشن انجام می شود. در هر دو روش موها عمق تتر را بیشتر بشناسید می گیرند.

لولایت موها را حجیم تر و هایلایت موها را براق تر نشان می دهد.

هایلایت بیشتر به سبک آرایش تابستانی می‌خورد و لولایت به دلیل اینکه رنگی تیره‌تر در آن دخیل است بیشتر مناسب فصل زمستان است.

لایت مو (هایلایت و لولایت ) با مش چه فرقی دارد ؟

در هایلایت بخش هایی از مو با اختلاف دو یا سه درجه از رنگ زمینه مو روشن تر می شوند ولی در مش اختلاف بیش از ۴ درجه است.

هایلایت و لولایت

مضرات هایلایت و لولایت

برای روشن کردن مو از موادی مانند دکلره استفاده می شود، بنابراین هایلایت به موها آسیب بیشتری می رساند.

انواع لایت مو

هایلایت و لولایت راه حل های عالی برای اضافه کردن رنگ های جدید به موها هستند که جلوه زیبایی به مو و چهره می دهند.

لایت مو انواع مختلفی دارد مانند لولایت ، هایلایت ، سان لایت ، مووی لایت ، هاف لایت ، دارک لایت ، استار لایت ، لایت برفی ، لایت پلنگی ، لایت بارانی ، لایت بری ، ری لایت ، ویو لایت ، شو لایت ، لایت پوش ، لایت گربه‌ای ، لایت شطرنجی و … در ادامه با برخی روش های لایت مو آشنا می شوید.

طیف مشترک تمام این تکنیک ها دکلره کردن مو است که از ساقه ، مو را روشن می کنید و به پایه ۶ و ۷ که رساندید حالا آمبره سامبره و یا خواستید توناژ آن را تیره تر باشد تکنیکی که تیره تر است را تا پایه ۴ می رسانید و در تکنیکی که روشن تره تا پایه ۷ می رسانید و تا ۸ و ۱۰ هم می توانید برسانید و از روی مو کلا رویش را رنگساژ می کنید.
در این نوع تکنیک ها میتوانید از رنگهای فانتزی ژله ای و یا رنگهای دائم و رنگساژ ها از روی دکلره انجام دهید و از کل ریشه به طرف ساقه ی مو تا نوک مو رنگساژتان را استفاده کنید و بعد از پنج تا الی یک ربع مکث، مو را بشوئید و رنگ دلخواه را که می خواهید بدست آورید.

هایلایت

لابلای موهای تیره تکه های روشن ایجاد می شود. تکه های روشن معمولا سه درجه روشنتر از زمینه مو است.

لولایت

روش عکس هایلایت است و در موهای روشن تکه های تیره رنگ ایجاد می شود. برای هایلایت و لولایت موها از کلاه و فویل می توان استفاده کرد.

هایلایت و لولایت مش سوزنی

تکه های کوچک و باریک مو هایلایت می شود.

چانک لایت

برعکس مش سوزنی، دسته های بزرگ مو هایلایت می شود.

بی بی لایت

بی بی لایت

بیبی لایت

در این روش هایلایت های روشن نزدیک به هم روی موهای اطراف صورت انجام می شود.

‏هایلایت و لولایت طبیعی

در این روش که برای موهای خوب و شاداب مناسب تر است، رنگ هایلایت یا لولایت یک یا دو درجه روشن تر از رنگ موها است و دسته های باریکی از مو رنگ می شود.

هایلایت تیکه ای

در این روش که برای موهای زبر و ضخیم مناسب تر است، دسته های حدود ۳ سانتی مو رنگ می شود.

هایلایت و لولایت مخفی

در این روش دسته هایی از مو که در دید نیستند روشن تر یا تیره تر شده و تغییر کوچکی در مو ایجاد می شود. هایلایت مخفی برای موهای باز بهتر است.

هایلایت فویل

یکی دیگر از انواع هایلایت می باشد که از فویل استفاده می کند. در این روش سه نوع هایلایت طبیعی، ‏هایلایت تیکه ای، پر حجم مو در کنار یکدیگر استفاده می شود. ‏

هایلایت فراستد

هایلایت فراستد

در این روش هایلایت های یخی روی موهای بلوند شده ایجاد می شود.

هایلایت و لولایت روبانی یا نواری

این روش برای موهای فر و موج دار مناسب تر است

سان لایت

در این روش تکه های بلوند بسیار روشن یا روشنتر از رنگ زمینه، لابلای مو ایجاد می شود.

مون لایت ( moon light)

بر عکس سان لایت، بیضی بالای سر تیره و زیر آن بلوند می شود.

مووی لایت (movie light)

مووی لایت

در این روش هایلایت هایی با رنگ های شاد بین موها ایجاد می شود که به علت استفاده از رنگ های شامپویی ماندگاری کمی دارد.

یک مستطیل بالای سر را جدا کرده و دکلره می‌کنیم سپس به ۳ تا ۷ قسمت افقی تقسیم کرده و توسط رنگ‌های فانتزی هر تکه را جداگانه رنگ کرده و می‌شوییم که به شکل رنگین کمانی روی موها قرار می‌گیرد.

هاف لایت (half light )

هاف لایت عمودی

در این روش نیمی از موها تیره و نیم دیگر روشن است که می توان نیمی از طول موها را در نظر گرفت یا نیمی از موهای سر را.

استروبینگ لایت

در این روش انتهای موها بلوند روشن و خامه ای و ریشه موها بلوند تیره می شود که موها را پرپشت تر و خوش حالت تر نشان می دهد.

آمبره ( Ombre )

در این روش با ایجاد تنالیته مواج بین موها، پایین موها روشنتر از ریشه آن دیده می شود.

بالیاژ ( Balayage )

بالیاژ بالیاژ

بالیاژ که در لغت به معنای مش در هوای آزاد است. در این تکنیک ریشه مو تیره تر و انتهای مو روشن تر است. بین موها سایه های ملایم و طبیعی ایجاد می شود و آنها را پر حجم تر و زیباتر نشان می دهد.

در این روش آرایشگر با دست (بدون فویل) مو را هایلایت می­کند تا با ایجاد عمق و بُعد که شبیه اثر تابش خورشید است، بنظر طبیعی ­تر برسند. آرایشگر در هنگام رنگ­ کردن، از وسط ساقه مو شروع می­کند و به طرف ریشه یا نوک مو می­رود در نتیجه، هیچ اثر آشکاری از رنگ در ریشه­ ها نیست و مویی که بلند می­ شود، ظاهر طبیعی­ تری دارد که این به معنی نتایج ماندگار­تر است.

سامبره ( Sombre )

سامبره ترکیب تکنیک های آمبره و بالیاژ و دقیقا عکس آمبره است. در این روش چون انتهای موها تیره و ریشه مو رنگ روشن است، جلوه زیباتر و طبیعی تری به موها می دهد.

کالر ملتینگ

این روش مشابه آمبره و سامبره است ولی برای ایجاد سایه روشن در مو از سه رنگ یا بیشتر استفاده می شود.

در کالر ملتینگ برای ساقه و ریشه مو هر رنگی را می توان به کار برد.

چه رنگ هایلایتی مناسب است ؟

رنگ هایلایت کاملا بستگی به رنگ طبیعی موهایتان و همچنین رنگ پوستتان دارد و فقط می‌تواند تا سه درجه روشن‌تر از رنگ طبیعی موهایتان باشد.

برای مثال، اگر موهای شما مشکی است، هایلایت موهایتان باید رنگی نزدیک به قهوه‌ای تیره باشد، اگر رنگ موهایتان قهوه‌ای سوخته است رنگ کاراملی یا مسی می‌تواند رنگ ایده‌آلی برای هایلایت موهایتان باشد.

اگر رنگ موهایتان بلوند است باید رنگی سه درجه روشن‌تر از آن را برای موهایتان انتخاب کنید. هر رنگ موی روشن‌تر از سه درجه برای هایلایت چهره شما را از طبیعی بودن خارج شده و ممکن است حتی مسخره به نظر برسید چرا که راه راه های تیره روشن نامتعادل و ناهماهنگ روی موهایتان خواهید داشت.

توصیه ها

برای حفظ سلامت و زیبایی موهای خود، تا جایی که امکان دارد از دکلره کردن و رنگ کردن آنها بپرهیزید.

از مواد و لوازم استاندارد و مرغوب استفاده کنید تا کمترین آسیب به موهایتان وارد شود.

اگر همزمان با تغییر رنگ مو، قصد کوتاه کردن آن را هم دارید، حتما کوتاهی مو را قبل از رنگ انجام دهید.

قبل از لایت موهایتان تمیز باشد و از ژل، سرم یا ماسک مو استفاده نکرده باشید.

از شامپوها و نرم کننده ها مخصوص و مرطوب کننده های سولفات پایین استفاده کنید.

بیش از هفته ای یکبار به موهایتان نرم کننده نزنید.

موها را با روغن نارگیل گرم شده ماساز دهید.

قبل از رفتن به استخر از روغن های محافظت کننده استفاده کنید.

برای اینکه چهره زیباتری داشته باشید، رنگ مویی انتخاب کنید که دو درجه تیره تر یا دو درجه روشن تر از رنگ پوست تان باشد.

۱۵ روش روان شناسی ایجاد انگیزه در خود که حتما باید آنها را بشناسید

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

حتماً برای شما پیش‌آمده که مدت‌ها کاری را به تعویق بیندازید. یا بجای اینکه روی کار خود تمرکز کنید، مدام آن را به شنبه‌ای که هرگز نمی‌آید موکول می‌کنید. آیا این قابلیت را دارید که برای انجام همه‌ی وظایف و کارهایی که باید انجام دهید، به وجد بیایید؟! آیا همیشه کاری را که از انجام آن متنفرید، در انتهای لیست کارهایتان می‌گذارید؟ اگر از شما بپرسیم چرا این اتفاق می‌افتد احتمالاً دلیل آن را بی‌انگیزگی می‌دانید؟ تابه‌حال به این فکر کردید که چرا ما بی‌انگیزه می‌شویم؟ و چطور می‌توانیم انگیزه را در خود ایجاد کنیم؟ شاید بد نباشد ابتدا مفهوم انگیزش را شرح دهیم؛

تعریف انگیزش

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

تعریف انگیزش (Motivation) بستگی به مفاهیم نظری روان‌شناسی دارد. درواقع تعریف یک روان‌شناس از انگیزش به دیدگاه او بستگی دارد. فروید، کتل، مورفی، هب و… تعارفی را در مورد انگیزش ارائه کرده‌اند، اما در یک جمع‌بندی کلی می‌توان انگیزش را به‌صورت «مجموع متغیرها‌ی پیچیده ارگانیزمی و محیطی که کنش آن‌ها به فعالیت عمومی و جهت‌دار احساس و رفتار منجر می‌شود.» تعریف کرد. اگر بخواهیم ساده‌تر بیان کنیم، نیروهای بیولوژیکی، عاطفی، اجتماعی و شناختی که منجر به بروز رفتارهای مختلف از جانب افراد می‌شود، انگیزش نام دارد. به‌عنوان‌مثال، قبول شدن در رشته پزشکی برای یک دانش‌آموز انگیزه ایجاد می‌کند که صبح‌ها زود از خواب بیدار شود و درس بخواند. یا خوش‌اندام شدن انگیزه‌ای برای افراد است که ورزش کنند.

سلسله مراتبی انگیزه ها

برخی نظریه‌پردازان نظیر مزلو (Maslow) و باک (Buck) انگیزه‌های انسان را به‌صورت سلسله‌مراتبی ارائه کرده‌اند. مزلو انگیزه‌های انسان را در پنج طبقه اصلی «انگیزه‌های (نیازهای) فیزیولوژیک (مانند آب و غذا و اکسیژن و…)، نیازهای امنیتی، نیازهای اجتماعی (محبت و عشق)، نیاز به احترام و نیاز به خود شکوفایی» قرار داد. درحالی‌که باک آن‌ها در پنج طبقه به‌گونه‌ای دیگر شامل «غرایز، تحریک‌های نخستین، تحریک‌های اکتسابی، هیجان‌ها و انگیزش شایستگی» طبقه‌بندی می‌کند. فایده چنین دیدگاهی در این است که به افراد اجازه می‌دهد تا انگیزه‌های بسیار متفاوت انسان را در یک شبکه واحد منسجم مربوط به هم طبقه‌بندی کند.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

افراد، عموماً انگیزش را حالات درونی می‌دانند که باعث می‌شود فرد به انجام کارهایی بیش از کارهای دیگر تمایل نشان دهد، استیرز و پورتر انگیزش را شامل سه عنصر اصلی می‌دانند که عبارتند از:

۱- نیروهای فعال‌کننده:

نیروهایی در افراد هستند و باعث می‌شوند هر فرد رفتار مشخصی داشته باشد.

۲- نیروهای هدایت‌کننده:

رفتار را به‌سوی چیزی هدایت می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر انگیزش هدف‌دار است.

۳-نیروهای تداوم‌دهنده:

در این حالت، انگیزش، رفتار انسان را در جهت رسیدن به هدف نیرو بخشیده و به آن تداوم می‌دهد. محیط افراد عامل اصلی در شدت و ضعف و جهت‌ دادن به این نیروها است. پس انگیزش یعنی نیروها یا حالت‌های درونی که باعث می‌شوند فرد داوطلبانه فعالیت‌هایی را شروع کرده و تا رسیدن به اهداف مشخصی ادامه دهد. بر اساس این تعریف انگیزش متأثر از عوامل درونی و بیرونی است.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

با توجه به نظریه های انگیزشی، شیوه برانگیخته شدن افراد با یکدیگر متفاوت است

یکی از معروف‌ترین نظریات، نظریه انتظار ویکتور وروم است. طبق نظر وی، انسان‌ها رفتار خود را برحسب نتیجه‌ای که انتظار دارند، تنظیم می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، اگر شخصی انتظار دارد ۵ کیلو لاغر شود، انگیزه ورزش کردن پیدا می‌کند و عمل ورزش به دلیل انتظارات وی شکل می‌گیرد. نظریه انتظار بر سه عنصر استوار است:

انتظار

باور این مطلب که تلاش‌های شما منجر به دستیابی به هدف مطلوبتان خواهد شد. این امر بر تجارب پیشین شما، اعتمادبه‌نفستان و اینکه دستیابی به این هدف را تا چه حد دشوار می‌دانید، مبتنی است.

عاملیت

باور به این امر که اگر انتظارات عملکردی را برآورده سازید، پاداش خواهید گرفت.

ارزشی که برای پاداش قائل هستید. خودانگیختگی موضوع پیچیده‌ای است و ایجاد انگیزه به‌راحتی امکان‌پذیر نیست. با ارزیابی نیازهایتان می‌توانید رویکردتان را نسبت به کارها تغییر دهید. با پیوند دادن این وظایف با احساسات درونی خوشایند، می‌توانید به‌خوبی از پس آن‌ها برآیید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۰ روش ایجاد انگیزه در خود

در ادامه به راهکارهای مؤثر جهت افزایش انگیزه می‌پردازیم:

۱- اقدام کن، وقت تلف نکن!

در نخستین گام بهتر است صرفاً اقدام کنید و از اتلاف وقت بپرهیزید. یکی از راهکارهایی که لئونارد ای.اسکلسینگر به آن تأکید کرده، شروع بدون فوت وقت است. چقدر برای شروع انجام کاری سختی‌کشیده‌اید و احساس کردید که اگر فقط می‌توانستید شروع خوبی داشته باشید چقدر خوب می‌شد؟ شما نمی‌دانید چه اتفاقی خواهد افتاد، شما نمی‌دانید که اتفاقات چطور در آینده شکل می‌گیرند. پس چگونه می‌توانید موفق شوید؟ سعی نکنید پیش‌بینی کنید، نظری ندهید؛ وقت خود را برای فکر کردن به نتایج تلف نکنید. فقط شروع کنید.

۲- انگیزه درونی ایجاد کن!

راهکار دیگر که ویکتور فرانکل در کتاب‌های خود به آن اشاره می‌کند، ایجاد انگیزه درونی است. وقتی برای زندگی خود معنای مشخصی تعریف کنیم، ایجاد انگیزه برای انجام دادن کارها راحت‌تر است.

۳- به خودت پاداش بده!

دن آریلی به نقش پاداش در ایجاد انگیزه اشاره می‌کند. به عقیده وی با در نظر گرفتن پاداش به‌عنوان محرک بیرونی می‌توان انگیزه برای افراد ایجاد کرد.

۴- مثبت فکر کن!

یکی دیگر از راه‌های افزایش انگیزه، قدرت تفکر مثبت است. نورمن وینسنت پیل، یکی از افرادی است که به نقش مثبت‌گرایی برای رسیدن به موفقیت و ایجاد انگیزه اشاره‌کرده است.

۵- افکارت را تغییر بده!

بخش قابل‌توجهی از آثار برایان تریسی درباره‎ی روانشناسی، موفقیت در کار و زندگی است. وی در کتاب‌هایش به موضوع جذاب ایجاد انگیزه نیز اشاره‌کرده است. کتاب «راه‌های مؤثر برای ایجاد انگیزه»، راه‌های کسب انگیزه و موفقیت شغلی را ازلحاظ روان‌شناختی موردبررسی قرار داده است. برایان تریسی معتقد است تغییر و اصلاح درون از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. او به توسعه فردی تأکید کرده است. ازجمله روش‌هایی که او برای افزایش انگیزه عنوان کرده می‌توان به طبقه‌بندی ارزش‌ها و قانون پارتو اشاره کرد.

  • طبقه‌بندی ارزش‌ها به این مفهوم است که شما با دادن اولویت به کارهای مهم و قرار دادن کارهای کم‌اهمیت‌تر در درجه چندم، می‌توانید وقت بیشتری برای خود آزاد کنید و انگیزه خود را برای انجام کارها افزایش دهید.
  • قانون پارتو یا ۸۰-۲۰، یکی از کاربردی‌ترین اصول موفقیت و ایجاد انگیزش است که تریسی به آن اشاره‌کرده است. این اصلی کلی است و در بسیاری از موارد قابل انجام است. تعریف آن این است که ۸۰ درصد نتایج از ۲۰ درصد فعالیت‌ها ناشی می‌شود. یا ۲۰ درصد مشتریان شما، ۸۰ درصد سود شما را ایجاد می‌کنند.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۶- از قدرت ناخودآگاه غافل نشو!

درزمینه افزایش انگیزه و موفقیت، می‌توانیم از توصیه‌های ناپلئون هیل به‌عنوان نویسنده کتاب‌های پرفروش موفقیت و ثروت نیز بهره ببریم. یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که هیل در جهت افزایش انگیزه عنوان می‌کند، تمرکز روی قدرت ضمیر ناخودآگاه و حس ششم است. زمانی که شما ضمیر ناخودآگاه خود را پرورش دهید، اشتیاق یادگیری و انگیزه پیشرفت پیدا می‌کنید.

۷- آهسته و پیوسته حرکت کن!

یکی از مؤثرترین روش‌ها جهت افزایش انگیزه، آهسته و پیوسته پیش رفتن است. زمانی که شما هدف خود را مصمم و بدون شتاب دنبال می‌کنید، کمتر خسته می‌شوید و موانع مسیر را سریع‌تر پشت سر می‌گذارید. دارن هاردی در کتاب اثر مرکب، به‌خوبی این موضوع را شرح داده و مؤثرترین راه جهت انگیزه تغییر عادات دانسته است. به عقیده وی تنها راه ایجاد انگیزه، پیروی از فرمول جادویی زیر است:

شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام

به عقیده هاردی، چیزی که ما به‌عنوان شانس می‌شناسیم ترکیبی از آمادگی، نگرش، فرصت و اقدام است. با پیدا کردن آمادگی، تغییر دیدگاه، استفاده از فرصت‌ها و اقدام به آن‌ها می‌توانیم به موفقیت برسیم. خواندن پیام‌های اغواکننده‌ی چگونه سریع پولدار شویم یا چگونه در یک ماه لاغر شویم شاید در ما ایجاد انگیزه کند ولی موقتی است. ما باید راه درست و پیوسته را دنبال کنیم تا انگیزه‌هایمان نهادینه شود.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۸- وظایف را به قسمت های کوچک تر تقسیم کن!

هرچه وظیفه بزرگ‌تر و سنگین‌تر باشد، احتمال اینکه آن را انجام ندهید بیشتر است. پس بهتر است آن را برای خودتان ساده‌تر کنید تا برای انجامش انگیزه داشته باشید. این ساده‌سازی می‌تواند به‌صورت خرد کردن وظایف باشد. به‌عنوان‌مثال یک پروژه کاری را در طی ماه تقسیم کنید و هرروز بخشی از آن را انجام دهید.

۹- مدیریت زمان داشته باش!

مدیریت زمان یکی دیگر از روش‌های مؤثر جهت ایجاد انگیزه است. با زمان‌بندی مشخص شما می‌توانید به خیلی از فعالیت‌های نظم دهید و در موعد مقرر آن را انجام دهید. در پایان روز مشاهده می‌کنید حجم فعالیت‌های مفید شما به شکل چشم‌گیری افزایش‌یافته و باعث می‌شود در ادامه مسیر انگیزه بیشتری پیدا کنید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۰- به انجام کار متعهد باش!

به انجام کار متعهد باشید و برای خودتان تنبیه و پاداش در نظر بگیرید. اگر حس تعهد در شما ایجاد شود و بدانید در صورت عدم انجام باید خود را تنبیه کنید، در این صورت برای انجام آن رغبت بیشتری دارید. به‌عنوان‌مثال اگر پروژه درسی‌ام را به‌موقع انجام دهم خود را به‌صرف قهوه دعوت می‌کنم و اگر آن را به تعویق بیندازم خود را جریمه مالی می‌کنم.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۱- قدرت تفویض اختیار را نادیده نگیر!

در صورت امکان برای سبک شدن کارها از دیگران کمک بگیرید. تفویض اختیار یکی از راهکارهای مؤثر در افزایش سرعت کارها و ایجاد انگیزه است. اگر در کاری تخصص کافی ندارید و انجام آن برای شما زمان‌بر است، شخص ماهری بیابید تا آن را برای شما انجام دهد. این نکته هم باعث ایجاد روحیه همکاری خواهد شد هم مانع کلافگی و بی‌انگیزگی شما می‌شود.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۲- اهداف به ثمر رسیده را تیک بزن!

اهداف خود را تیک بزنید. تمام‌کارهایی که موفق به انجام آن‌ها شده‌اید را روی کاغذ بنویسید تا انگیزه شما برای ادامه افزایش یابد. هرچه تعداد تیک‌های انجام‌شده افزایش یابد، شما اهداف بعدی را باقدرت بیشتری دنبال می‌کنید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۳- خودت را به چالش بکش!

خودتان را به چالش بکشید. ایجاد چالش می‌تواند جذابیت هدف را برای شما افزایش دهد. گاهی مسیر تکراری رسیدن به هدف، شمارا دچار روزمرگی می‌کند. یک تغییر و تعریف چالش می‌تواند شما را از این یکنواختی نجات دهد. به‌عنوان‌مثال ۲۰ روز چالش زود از خواب بیدار شدن برای خود تعریف کنید و هر بار که آن را انجام می‌دهید خود را تشویق کنید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

۱۴- روی مسیر تمرکز کن نه هدف!

روی روند کار متمرکز شوید نه نتیجه! برای اینکه در انجام کارها انگیزه پیدا کنید، لازم است به‌جز هدف، به مسیر رسیدن هدف نیز مشتاق باشید. به‌عنوان‌مثال اگر هدف لاغر شدن است، هنگام ورزش کردن فقط به لاغر شدن فکر نکنید و از خود ورزش و احساس خود سلامتی نیز لذت ببرید. اهمیت این موضوع به این دلیل است که وقتی شما فقط به هدف فکر می‌کنید در صورت عدم تحقق آن، مسیر را رها کرده و استمرار نخواهید داشت؛ اما اگر مسیر برای شما لذت‌بخش باشد، حتی اگر در کوتاه‌مدت به هدف نرسید همچنان آن را ادامه می‌دهید و درنهایت پس از مدتی نتایج مثبت نمایان می‌شود.

۱۵- تجسم خلاق را فراموش نکن!

موفقیت خود را تجسم کنید. یکی از متداول‌ترین نکات روانشناسی ایجاد انگیزه تجسم موفقیت است. تجسم خلاق می‌تواند برای شما حس لذت ایجاد کند. این حس شوق و لذت شمارا به انجام کار ترغیب می‌کنند. نکته‌ای که باید به آن توجه کنید آن است که در تجسم خود هدف را محل و غیرقابل‌دسترس تصور نکنید و حس خوب داشته باشید.

روانشناسی ایجاد انگیزه در خود

جمع بندی

خودانگیختگی موضوع پیچیده‌ای است و ایجاد انگیزه به‌راحتی امکان‌پذیر نیست. با ارزیابی نیازهایتان می‌توانید رویکردتان را نسبت به کارها تغییر دهید. با پیوند دادن این وظایف با احساسات درونی خوشایند، می‌توانید به‌خوبی از پس آن‌ها برآیید. همچنین می‌توانید برای خود پاداش در نظر بگیرید و انگیزش بیرونی ایجاد کنید. با استفاده ترکیبی از تکنیک‌های ارائه‌شده برای ایجاد انگیزه، می‌توانید برای انجام وظایف ناخواسته و یا اجباری به خود انگیزه‌ی لازم را بدهید.

مهارت زندگی/ چطور با یک فرد معلول رفتار کنیم؟

مهارت زندگی/ چطور با یک فرد معلول رفتار کنیم؟

اشخاص دارای معلولیت مثل افراد دیگر، جزیی از جامعه هستند و وظیفه شهروندی در قبال آنها حکم می کند که روش ارتباط با این اشخاص را بدانیم تا چنانچه زمانی در کوچه یا خیابان و یا یک مهمانی با چنین شخصی روبرو شدیم و نیاز به ارتباط با وی داشتیم، این ارتباط در کمال شایستگی برقرار شود.

معلولیت چیست؟

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی( 1981)، معلولیت عبارت است از ایجاد اختلال در ارتباط بین شخص و محیط. به بیان دیگر، معلولیت مجموعه ای از عوامل جسمی، ذهنی، اجتماعی و یا ترکیبی از آن ها که به نحوی در زندگی فرد اثر سو برجای گذاشته ومانع زندگی او به گونه طبیعی می گردد.

چگونه با افراد دارای معلولیت برخورد کنیم

معلولین مثل دیگر اشخاص جامعه دارای حس و هیجان هستند. اینکه جامعه معلولین را از سایر اشخاص در جامعه جدا بدانید، بنظر اخلاقی نمی رسد برای این که معلولین هم مثل دیگران دارای حس بوده و درک و فهمی مثل بقیه دارند. البته به علت محدودیت هایی که دارند، نسبت به سایرین از حساسیت بیشتری برخوردارند و امکان دارد به رفتار و گفتار افراد دیگر عکس العمل افراطی نشان دهند. بنابراین باید همه اشخاص بدانند که در زندگی خویش چطور باید با دیگران و مخصوصا معلولین رابطه برقرار کنند چراکه همه ما در طول زندگی با این اشخاص برخورد خواهیم داشت.

وی را مخاطب اصلی خویش بدانید

موقع صحبت با شخص دارای معلولیت، با خود او حرف بزنید نه با همراه، مربی، پرستار یا والدینش برای این که هیچ کدام از ما دوست نداریم که موقع صحبت، شخص مقابلمان به کسی دیگر نگاه کرده و سئوالاتش را از وی بپرسد. با اشخاص ناشنوا هم مستقیما حرف بزنید و چنانچه طرف صحبت شما شخصی اتیستیک بود که موقع صحبت به چشم هایتان نگاه نمی کرد باز هم رو به او باشید و مخاطب کلامتان را خود او قرار دهید.

نخست از آن ها سوال کنید، آنگاه برطبق خواست شان رفتار کنید

با این پیش فرض که آن ها به کمک احتیاج دارند پیش نروید! اول سوال کنید که آیا میتوانید ، در راستای اثربخش تر یا ساده ترشدنِ کار، کمکی به آن ها کنید. افرادِ با توانایی های متفاوت بهتر از هر کس از نیازهای شان و شیوه های تأمین آن ها آگاه اند. چنانچه از شما تقاضای کمک کردند، سوال کنید که برای کمک باید دقیقا چه کنید.

رفتارشناسی در برخورد با معلولین

با اعضای خانواده این اشخاص، نرم و انعطاف پذیر باشید. بسیاری از افرادِ با توانایی های متفاوت به همراهی و مراقبت اعضای خانواده شان احتیاج دارند. در بسیاری از موارد، اشخاص برای رسیدگی به نیازهای همسر یا فرزند معلول شان ناچار به ترک شغل می شوند. دربرابرِ این اشخاص انعطاف پذیر باشید و چنانچه امکان دارد اجازه دهید کارشان را با شرایط جدید ادامه دهند. این کار تأثیراتِ منفی روی خانواده و نیروی کار را کاهش می دهد.

هیچگاه در ﻣـﻮرد ﭼﮕـﻮﻧﮕﻲ ﺑـﺮوز ﻣﻌﻠﻮﻟﻴـﺖ از اﻓـﺮاد کم توان ﺳﺆال ﻧﻜﻨﻴﺪ.

ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺿﺮورﺗﻲ در آن اﺣﺴﺎس ﻣﻲﻛﻨﻴﺪ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ اﺑﺘﺪا ﺷـﺮاﻳﻂ ﻣﻨﺎﺳـﺒﻲ را آﻣـﺎده ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻓﺮد دارای معلولیت ﺑﺎ رﻏﺒﺖ ﺑﻪ ﺳـﺆاﻻت ﺷـﻤﺎ ﭘﺎﺳـﺦ دﻫﺪ.

متناسب با رده سنی آن ها رفتار کنید

معلولان تنها از نظر بعضی کارکردها دارای محدودیت هایی هستند. این که با آن ها مثل یک بچه رفتار کنید، امکان دارد در آن ها حس ناراحتی و ناکارآمدی ایجاد کند. بهتر است همواره با معلولان مناسب با سنشان برخورد کنید.

استفاده نکردن از وسایل معلولین

یکی از مواردی که بسیار اتفاق می افتد استفاده از وسایل این اشخاص برای سرگرم شدن و استراحت کردن است. شاید به عنوان نمونه صندلی چرخ دار مکان خوبی برای استراحت باشد و ما بتوانیم از آن برای استراحت استفاده کنیم ولی بدون شک چیزی که اشکار و بدیهی است ناراحتی اشخاص معلول از این کارهاست. برای استفاده از وسایل معلولین و جابجا کردن وسایل آنها از معلولین سوال کنید و در صورت رضایتشان به وسایل مربوطه را جابه جا کنید.

در دست دادن با اشخاص معلول عجله نکنید

اشخاص معمولی جامعه موقع مواجهه شدن با یکدیگر و پیدایش احساسات مثبت، با یکدیگر دست می د هند. در موقع برخورد با اشخاص معلول به علت وجود بعضی از محدودیت ها در دست دادن به آن ها عجله نکنید و اجازه دهید نخست آن ها در این امر پیش قدم گردند. بدون دادن دست، با نشان دادن چهره بشاش و خندان هم میتوان در برقراری رابطه سازنده و دوستانه موفق بود.

اشخاص معلول هم توانایی هایی دارد

به خاطر داشته باشید که هیچوقت به عدم توانایی اشخاص توجه نکنید. مطمئن باشید هر کس دارای توانایی هایی است که باید شرایط بروز آن فراهم گردد. خداوند در انسانها این توانایی را قرار داده که چنانچه شخصی از عضوی، نقص داشته باشد، عضو دیگر قدرتمند تر از اعضای بدن اشخاص سالم عمل می کند. به عنوان مثال شخصی که دست راست وی دچار نقض شده است، خداوند چنین قابلیت را به وی می دهد که دست چپش طوری کار کند که اشخاص عادی با دو دست خود چنین توانایی را ندارند.

رفتار مناسب با معلولین

به قصد ترحم با آن ها برخورد نکنید. چنانچه شخص معلول و دارای نقص عضو، متوجه ترحم اطرافیان شود و مجموعه ای از این جملات« بخاطر این که تو ضعیف هستی، نمی توانی، من کمکت می کنم» شوند، در روحیه وی تأثیر منفی گذاشته و بارها شاهد آن بودیم که این اشخاص دچار افسردگی می شوند.

در این مواقع با رفتار معقولانه میتوان به این اشخاص کمک کرد. به عنوان مثال چنانچه شخص معلولی می خواهداز خیابان بگذرد و از لحاظ راه رفتن مشکل دارد، شما میتوانید به او کمک کنید. در مواردی که این اشخاص نیاز به کمک دارند، خیلی معقولانه میتوانید به آن ها بگویید« چنانچه به کمک نیاز دارید، در خدمتت هستم» و قصد ترحم نداشته باشید. مثلا بگویید:« آخی، نمی توانی راه بروی، بیا کمکت کنم».

اطمینان شخص معلول را بدست آورید

باید توجه داشت این اشخاص به علت نقص عضو، بطور ناخودآگاه« آزرده خاطر » هستند و بعضی از آن ها نسبت به اطرافیان خویش هم بدگمان میشوند و هنگامی که اطرافیان آن ها را راهنمایی می کنند، آنرا از جنبه مسخره و تحقیر می پندارند.

در این مواقع باید اطرافیان این بدگمانی را طبیعی بدانند و تلاش کنید که آن ها را نسبت به خودتان خوشبین نموده و کاری کنید که اطمینان این اشخاص را جلب کنید؛ به عنوان مثال اطرافیان باید تلاش کنند هنگامی که شخص معلولی را به مجلس و یا جمعی دعوت می کنند؛ وی با خود چنین تفکری نداشته باشد که تنها به او تعارف شده است.

خصوصیات گروه های خونی را بیشتر بدانیم

خصوصیات گروه های خونی را بیشتر بدانیم

شاید وقتی پروفسور کارل لندشتاینر، پزشک اتریشی سرگرم آزمایش روی گروه های خونی بود، هرگز فکر نمی کرد که نتیجه پژوهش هایش چه نقش ارزشمندی را در نجات زندگی انسان ها بازی خواهد کرد.

شاید وقتی پروفسور کارل لندشتاینر، پزشک اتریشی سرگرم آزمایش روی گروه های خونی بود، هرگز فکر نمی کرد که نتیجه پژوهش هایش چه نقش ارزشمندی را در نجات زندگی انسان ها بازی خواهد کرد.

کشف گروه های خونی و امکان انتقال خون از فرد سالم به فرد بیمار، که جایزه نوبل و عنوان پدر طب انتقال خون را برای این دانشمند به همراه داشت، منجر به نجات زندگی میلیون ها بیمار از طریق دریافت خون های اهدایی گردید.

گروه های خونی اصلی

تفاوت گروه های خونی مختلف به وجود یا عدم وجود پروتئین های ویژه ای به نام آنتی ژن که در فارسی "پادزا" یا "پادگن" نامیده می شوند، بر می گردد. پادگن یا آنتی ژن ماده ای است که می تواند بدن را برای ساخت پادتن تحریک نماید. تقریباً تمامی موادی که به شکل آنتی ژن عمل می کنند، پروتئین های خارجی هستند که از راه عفونت، تزریق و یا روش های دیگر وارد بدن می شوند. "پادتن" یا آنتی بادی ماده ای است که در پاسخ به تحریک یک آنتی ژن در بدن ساخته شده و با آن واکنش نشان می دهد.

آنتی ژن های گروه های خونی بر سطح گلبول های قرمز قرار دارند و شامل ده ها نوع می شوند. مهمترین آنتی ژن های گروه های خونی، آنتی ژن های A و B می باشند. برخی افراد آنتی ژن نوع A ، برخی نوع B ، برخی هر دو آنتی ژن A و B را دارا هستند و برخی نیز هیچ یک از این آنتی ژن ها را ندارند که به گروه خونی O معروف می باشند. به این ترتیب افراد مختلف در گروه های خونی AB ، B ، A و O قرار می گیرند.

باید توجه داشت که حیوانات و انسان علاوه بر داشتن آنتی ژن های گروه های خونی بر سطح خود، ممکن است واحد آنتی بادی بر علیه آنتی ژن های گروه خونی که خود فاقد آن ها نیز هستند، باشند. مثلا افرادی که گروه خونی آنها A است، در سرم خود آنتی بادی بر ضد آنتی ژن B دارند. همچنین افرادی که گروه خونی آن ها B است، در سرم خود آنتی بادی بر ضد آنتی ژن A دارند. واجدین گروه خونی AB فاقد هر گونه آنتی بادی بوده و دارندگان گروه خونی O دارای آنتی بادی بر علیه آنتی ژن های A و B هستند.

بروز آنتی ژن های گروه های خونی تحت کنترل ژن های خاصی است و به ارث رسیدن آن ها از قوانین ژنتیک تبعیت می کند. بنابر این گروه خونی شما به آنچه که از والدین خود به ارث برده اید، بستگی دارد. درصد توزیع گروه های خونی در جمعیت های مختلف، متفاوت است. در ایران 38% افراد دارای گروه خونی O و 33% افراد دارای گروه خونی A و 22% افراد دارای گروه خونی B و تنها 7% افراد دارای گروه خونی AB می باشد. همه گروه های خونی با هم سازگار نیستند. دانستن گروه خونی هنگام دریافت و یا پیوند عضو از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. دریافت خون نامتجانس و ناسازگار می تواند به واکنش شدید ایمنی و تخریب گسترده گلبول های قرمز، افت فشار خون، نارسایی کلیوی، شوک، لخته شدن خون، حمله قلبی، تشکیل لخته خون در ریه، سکته مغزی و حتی مرگ گیرنده خون بیانجامد.

سیستم RH (مثبت و منفی)

در سال 1940، "لندشتاینر" که کاشف گروه های اصلی خون بود، به همراه دستیار خود، "وینر" نشان دادند علاوه بر گروه خونی A و B و O ، سیستم دیگری به نام Rh (ار- هاش) نیز وجود دارد. هر فردی که عامل Rh را روی گلبول های قرمز خود داشته باشد Rh مثبت و اگر نداشته باشد Rh منفی است. حدود 85 تا 90% ایرانیان Rh مثبت و مابقی Rh منفی هستند.

آنتی بادی های غیر منتظره

ممکن است آنتی بادی های کمیاب دیگری هم علاوه بر آنتی بادی های ضد گروه های خونی A و B و O و Rh ، در سرم افراد مختلف وجود داشته باشد. این آنتی بادی ها بر ضد آنتی ژن های نایابی که ممکن است روی سطح گویچه های سرخ پراکنده باشند، ساخته شده اند. مانند گروه های کل، دافی و. با آن که اغلب، ما انتظار نداریم در سرم افراد، چنین آنتی بادی هایی را مشاهده کنیم، با این حال وجود آن ها به نوبه خود واجد اهمیت هستند. به همین دلیل زمانی که دستور تزریق خون داده می شود و خون بیمار تعیین گروه می شود، سرم او نیز از لحاظ وجود آنتی باد های غیر منتظره بر ضد آنتی ژن های گویچه های سرخ دهنده، آزمایش می شود. گویچه های سرخ تتر را بیشتر بشناسید دهنده به سرم بیمار گیرنده خون نزدیک می شوند، در صورت ایجاد واکنش (به هم چسبیدگی و یا انهدام سلول ها) از تزریق آن خودداری می گردد. به این آزمایش، سازگاری گروه های خونی یا "کراس مچ " می گویند.

سازگاری گروه های خونی

  • گروه خونی O ، به تمام گروه های خونی می تواند خون اهدا کند، اما فقط می تواند از گروه خونی O خون دریافت کند.
  • گروه خونی A ، می تواند به گروه های AB و A خون اهدا کند و از گروه های خونی A و O خون دریافت کند.
  • گروه خونی B ، می تواند به گروه های AB و B خون اهدا کند و از گروه های خونی B و O خون دریافت کند.
  • گروه خونی AB ، تنها می تواند به گروه خونی AB خون اهدا کند، ولی از تمام گروه های خونی می تواند خون دریافت کند.

گویچه های سرخ گروه خونی O هیچ آنتی ژنی ندارند و دهنده عمومی محسوب می شوند. بنابراین در مواقع اضطراری می توان خون گروه O را به هر گروه خونی دیگری تزریق نمود. در یک حادثه منجر به خونریزی شدید، زمان بسیار مهم است و گاه نباید منتظر پیدا کردن خون هم گروه ماند و گاهی چه بسا جایز نیست حتی برای تعیین گروه خونی خود مصدوم نیز وقت را تلف کرد. در این گونه موارد، در دسترس بودن خون گروه O می تواند تنها راه نجات باشد. از طرفی دیگر فردی با گروه خونی AB می تواند در مواقع اضطراری با خیالی آسوده از همه گروه های خونی دیگر، خون دریافت کند (گیرنده عمومی)، زیرا پلاسمای گروه خونی AB بر ضد هیچ یک از گروه های خونی دیگر آنتی بادی ندارد. با همه این ها، در شرایط عادی، تمامی خون هایی را که برای تزریق بکار می بریم باید با خون گیرنده آن، هم گروه باشد و علاوه بر آن آزمایش سازگاری (کراس مچ) نیز برای آنها انجام شده باشد.

اهمیت گروه های خونی

اهمیت گروه های خونی زمانی مشخص می شود که فرد نیاز به تزریق خون پیدا کند و مجبور شویم به او خون تزریق کنیم. در این صورت اگر گویچه های سرخ دهنده، آنتی ژنی داشته باشد که در پلاسمای گیرنده، آنتی بادی ضد آن وجود داشته باشد، این گویچه ها پس از تزریق، به سرعت به هم چسبیده و نابود می شوند و علاوه بر عدم کارآیی، باعث ایجاد عوارض شدید و یا حتی مرگ گیرنده خواهند شد.

پس از ورود خون ناسازگار به رگ فرد گیرنده، آنتی بادی های موجود در خون وی به آنتی ژن های موجود در سطح گلبول های قرمز بیگانه (فرد دهنده) متصل می شوند. در این حال روند تخریب گلبول های قرمز شروع شده و گلبول های قرمز پاره می شوند. علائم اولیه تزریق خون ناسازگار شامل لرزش بدن، فلج، تشنج، انعقاد داخل عروقی، تب و پیدایش هموگلوبین در ادرار است. اقدامات فوری برای درمان واکنش های انتقال خون، شامل متوقف کردن انتقال خون و زیاد کردن حجم ادرار با کمک داروهای خاص می باشد، چرا که تجمع هموگلوبین در کلیه ممکن است موجب اختلال عملکردی کلیه و از بین رفتن این عضو مهم بدن گردد. اگر اقدامات درمانی فوری صورت نگیرد، ممکن است باعث مرگ هم گردد.

آزمایش سازگاری چیست؟ و چرا تزریق خون غیرهمساز، خطرناک و مرگ افرین است؟

دکتر نگین بابادی پور کارشناس دفتر برنامه ریزی، جذب و نگهداری اهداکنندگان سازمان انتقال خون ایران گفت: همه افراد باید گروه خونی و ارهاش (مثبت یا منفی) خون خود را بدانند، زیرا هر انسانی ممکن است روزی نیاز ضروری به دریافت خون داشته باشد. البته برای جلوگیری از واکنش خطرناک بین آنتی ژن های یک فرد با آنتی بادی های فرد دیگر، قبل از اینکه یک بیمار خون دریافت کند در بانک خون بیمارستان ها چند آزمایش انجام می شود که به آنها "آزمایش سازگاری" می گویند و پس از تکمیل آزمایشات، خون سازگار به بیمار تزریق می شود.

گروه خونی O ، دهنده عمومی:

بابادی پور با اشاره به اینکه بر روی گلبول های قرمز افرادی که گروه خونی O دارند، هیچ آنتی ژنی وجود ندارد، گفت: بنابراین در مواقع ضروری می توانیم گروه خونی O را به هر گروه خونی دیگری تزریق کنیم و این گروه خونی "دهنده عمومی" است. مثلا در یک حادثه منجر به خونریزی شدید، زمان بسیار مهم است و گاهی نمی توانیم منتظر پیدا کردن خون هم گروه بمانیم در این گونه موارد در دسترس بودن خون گروه O می تواند تنها راه نجات باشد.

گروه خونی AB ، گیرنده عمومی:

وی افزود: اما افرادی که دارای گروه خونی AB هستند هم آنتی ژن A دارند و هم آنتی ژن B و پلاسمای خون آنها بر ضد هیچ کدام از گروه های خونی آنتی بادی (پادتن) ندارد. بنابراین در مواقع ضروری با خیالی آسوده می توانند از همه گروه های خونی دیگر خون دریافت کنند که به آنها "گیرنده عمومی" می گویند.

سازگاری دستگاه گوارش گروه های خونی به مواد غذایی

انسان ها از بسیاری جهات با هم تفاوت دارند. این تفاوت در گروه های خونی آنها نیز وجود دارد. فردی که گروه خونی A مثبت دارد، نمی تواند از فردی با گروه خونی B منفی خون بگیرد زیرا در این صورت بدنش به شدت واکنش نشان می دهد. در مورد موادغذایی نیز همین مساله صادق است، یعنی برخی موادغذایی که بدن بعضی افراد به خوبی می پذیرد با دستگاه گوارش برخی دیگر از افراد سازگار نیست. البته در اینکه دستگاه گوارش می تواند خود را سازگار کند، شکی نیست اما اگر بدانید چه موادغذایی ای با بدن تتر را بیشتر بشناسید شما سازگارتر هستند، نیازی نیست بی دلیل دستگاه گوارشتان را خسته کنید.

گروه خونی O

این گروه خونی قدیمی ترین و رایج ترین گروه خونی است که از 50 هزار سال پیش تاکنون در رگ های انسان ها جریان داشته است. بررسی ها نشان داده اند گروه خونی انسان های اولیه O بوده و با توجه به اینکه آنها بیشتر گوشتخوار بوده اند، پس بدنشان با این ماده غذایی سازگار شده است. معده افرادی که گروه خونی O دارند اسید و تمام آنزیم های لازم برای هضم پروتئین های حیوانی را به اندازه کافی تولید می کند. از سوی دیگر، گروه خونی O دهنده جهانی است اما فقط از گروه O می تواند خون دریافت کند. از دیگر مزیت های این گروه خونی، سیستم ایمنی قوی و متابولیسم خوب است.

جالب است بدانید سیستم ایمنی خوب و قوی این گروه، باعث می شود بیشتر به بیماری های خودایمنی مبتلا شوند و میزان ابتلا به آلرژی نیز به همین علت در آنها بالاتر است. دستگاه گوارش دارندگان گروه خونی O به راحتی با غذاهای جدید سازگار نمی شود و جز پروتئین با سایر گروه های غذایی مشکل دارد. اگرچه این عدم تحمل را نمی توان مسئول بروز مشکلات موثری در این افراد دانست، ولی ظاهرا در مقابل زخم های معده و اثنی عشر حساسیت بیشتری دارند.

از آنجا که دستگاه گوارش افراد دارای این گروه خونی با مصرف پروتئین مشکلی ندارد، میزان چربی دریافتی شان بالاست و به همین علت خطر ابتلا به گرفتگی شرایین و ناراحتی های قلبی عروقی در آنها افزایش می یابد. به کسانی که گروه خونی شان O است، توصیه می شود میزان مصرف پروتئین های حیوانی را کاهش دهند و سعی کنند سبزی را وارد برنامه غذایی شان کنند، در ضمن مراقب مصرف غلات، کلم و سبزی های خشک باشند زیرا بدن آنها در هضم گلوتن کمی دچار مشکل است. بطورکلی این گروه خونی با گوشت قرمز سازگاری بیشتری دارند. غذاهای دریایی هم برای آنها خوب است. در عین حال باید انواع لوبیا، سویا، قارچ و زیتون را با احتیاط مصرف کنند.

گروه خونی A

این گروه خونی از حدود 20 هزار سال پیش یعنی از زمانی که کشاورزی رونق گرفت، پدیدار شد. کشاورزان زندگی خود را از طریق شکار، دامپروری و زراعت می گذراندند و گروهی زندگی می کردند و فعالیت فیزیکی آنها به نسبت کمتر از پیشینیان خود بود. زندگی جدید، این مردم را با غذاهای گیاهی سازگار کرد و از آنجا که زندگی ها گروهی تر و بیماری ها همه گیر شدند، سیستم ایمنی آنها نیز قوی تر شد.

برعکس سیستم ایمنی، دستگاه گوارش دارندگان گروه خونی A به دلیل مصرف بیشتر گیاهان ضعیف تر است و در هضم پروتئین های حیوانی دچار مشکل می شود. به نظر می رسد این افراد در ابتلا به سرطان معده و روده بزرگ از سایر گروه های خونی مستعدتر باشند. بیشتر افرادی که گروه خونی A دارند، گیاهخوارند زیرا در هضم گوشت و شیر مشکل دارند. توصیه ما به این افراد مصرف کمتر گوشت و شیر و در عوض مصرف بیشتر سبزی و غلات است. بطورکلی سبزیجاتی غیر از بادمجان و میوه هایی غیر از موز و طالبی برای شان خوب است اما بهتر است در مصرف گوشت قرمز، پنیر و نان گندم احتیاط کنند.

گروه خونی B

تقریبا 10 هزار سال است که این گروه خونی به وجود آمده و دلیل آن هم به مهاجرت انسان ها در پی تغییرات آب و هوایی برمی گردد. آمار نشان می دهد این گروه خونی بیشتر در اروپای شرقی و میان جوامع یهودی شایع است. میزان سازگاری افراد دارای این گروه خونی با هر نوع آب و هوا بسیار بالاست و به طور کلی از سیستم ایمنی، عصبی و فیزیکی خوبی برخوردارند.

دارندگان این گروه خونی نیز همانند گروه خونی O ، بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های خودایمنی اند و در برابر بیماری های ویروسی بسیار ضعیف هستند. علاوه بر این، افراد دارنده گروه خونی B ، با احتمال بیشتری به عفونت های باکتریایی نظیر استرپتوکوک پنومونیه و اشرشیاکولی مبتلا می شوند. دستگاه گوارش آنها تقریبا با هر ماده غذایی سازگار است و به راحتی می توانند لبنیات بخورند. بطورکلی غذاهای دریایی برای آنها مناسب ترین غذاست. بادنجان و لبنیات هم برای شان خوب است اما بهتر است گوشت مرغ و ماکیان، آجیل و گندم را با احتیاط بیشتری مصرف کنند.

گروه خونی AB

تعداد دارندگان این گروه خونی چندان زیاد نیست. تقریبا هزار سال است که این گروه خونی به وجود آمده و می توان گفت ترکیبی از 3 گروه خونی است. گروه خونی AB می تواند از هر 3 گروه دریافت داشته باشد اما فقط می تواند به گروه خونی خود خون اهدا کند. بدن دارندگان گروه خونی AB با جهان مدرن بسیار سازگار است. دستگاه گوارش آنها به نسبت ضعیف تر از دارندگان گروه خونی O است و به راحتی نمی توانند پروتئین های حیوانی را هضم کنند زیرا مقدار اسید معده آنها کاهش یافته و به قدر نیاز آنزیم ترشح نمی کنند. با این حال، میزان مصرف گوشت قرمز و موادغذایی مدرن مانند انواع فست فود در آنها بالاست. سیستم ایمنی آنها نیز تا حدی ضعیف عمل می کند و به همین علت در برابر باکتری ها و آلرژن ها به راحتی از پا درمی آیند. بطورکلی گوشت مرغ و ماکیان با این گروه خونی سازگار است. آنها به ماست و پنیر، ماهی و سبزیجات هم واکنش خوبی نشان می دهند. در مقابل با غذاهای دریایی، فلفل ها و موز سخت هماهنگ می شوند.

البته ویژگی های جسمی ای که برای دارندگان گروه های خونی مختلف ذکر شد، عمومیت ندارد. درست است که گفته می شود دارندگان گروه خونی B می توانند شیر را به خوبی هضم کنند اما این دلیل نمی شود اگر فردی با گروه خونی B به شیر آلرژی دارد، خود را مجبور به مصرف آن کند. در ضمن، اگر گروه خونی شما O است و به راحتی می توانید پروتئین حیوانی مصرف کنید، قرار نیست در مصرف گوشت قرمز زیاده روی کنید. فراموش نکنید که تعادل همیشه حرف اول را می زند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.