احساسات در معامله گری


دانستن چگونگی کنترل احساسات هنگام معامله‌، حد فاصل میان موفقیت و شکست در معاملات است. وضعیت روانی شما تاثیر مهمی در تصمیماتی که می‌گیرید، می‌گذارد. داشتن آرامش در معاملات اهمیت فوق العاده‌ای دارد. در این بخش ما اهمیت روانشناسی در معامله‌گری روزانه برای معامله‌گران مبتدی و مجرب را بررسی می‌کنیم.

روانشناسی در معامله‌گری

خیلی وقتها در محافل خصوصی و خانوادگی و دوستانه صحبت از شغلهای گوناگون و سختی بعضی شغلها می شود . در مورد سختی مشاغل مختلف هر کس نظری دارد . برخی شغل کار در معدن را ( به علت شرایط سخت کار ) ، برخی جراح مغز را ( به خاطر مسئولیت زیاد و احتیاج به دقت و تبحر زیاد ) و برخی کار در کوره های ذوب آهن ( به خاطر خطرات حین انجام کار و حتی عوارضی که بعد ها دامنگیر افراد می شود ) را سخت ترین شغل ها می دانند . اما واقعا شغل سخت چیست و چه شغلهایی سخت محسوب می شوند . به یک تعریف ساده مشاغلی که فرد طی سالها فعالیت در آن دچار مشکلات جسمی و روحی و بیماری می شود شغل سخت محسوب می شوند و دارای تقسیم بندی های خاصی هستند . معیار سختی یک شغل میزان آسیب هایی است که ممکن است شغل برای شاغلین داشته باشد ( حتی اگر تمام مواردی ایمنی هم رعایت شود ) .

اما صرف نظر از مبحث بالا آیا شغل آسان هم داریم ؟ خوب در این خصوص هم نظرات متفاوتی وجود دارد و افراد در مقایسه با شغلهای سخت ، برخی شغلها را آسان می دانند . ممکن است کسی طلافروشی یا کارهای دفتری را شغلی آسان بداند . اما واقعیت این است که هیچ شغل آسانی وجود ندارد و هر شغل دارای ریسکها ، مشکلات و سختی احساسات در معامله گری های خود هست هرچند برای کسانی که تجربه آن را ندارند ممکن است شغل آسانی به نظر برسد . خوب در این مقاله قرار نیست به بررسی حرفه ها مختلف و بررسی سختی کار بپردازیم . ما در اینجا یک سوال اساسی داریم :

آیا شغل معامله گری در بازارهای مالی ، آسان است ؟

این مقاله را زمانی می نویسم ( مرداد 1399 ) که تب بورس همه جامعه را فرا گرفته و تقریبا در همه جا صحبت از آن است و به جرات می توان گفت که بورس تابحال چنین روزهایی را به خود احساسات در معامله گری ندیده است و ورود حجم پول و مردم جامعه به آن بی سابقه است . بسیاری از مردم با فروش اتومبیل ، گرفتن وام و …. به هر طریقی می خواهند از قافله سود های سرشار این روزها عقب نمانند . اما اینجا یک نکته خیلی مهم خودنمایی می کند . آیا این مردم هیچ تجربه ای در این کار دارند ؟ آیا در این زمینه تحصیلات دارند و آموزش دیده اند ؟ تقریبا اکثر کسانی که در حال ورود به این بازار هستند هیچ تجربه و تخصصی ندارند و صرفا با دیدن سود زیاد و این فکر که معامله گری کار راحتی است وارد گود می شوند .

حال یک سوال دیگر :

اگر به شما بگویند شغل برقکار صنعتی ( یا هر شغل دیگر ) درآمد فوق العاده ای دارد ، شما فورا شال و کلاه می کنید و می روید به عنوان یک برقکار استخدام شوید ؟ به فرض اینکه حتی شرکتی که قرار است در آن کار کنید ادعای شما را پذیرفت و بدون هیج آزمونی به شما اجازه فعالیت داد آیا شما این ریسک را قبول می کنید که در کاری که هیچ تجربه و تخصصی ندارید شروع به کار کنید ؟ نتیجه چنین کاری چه خواهد شد ؟ بی شک در همان ساعات اول جان خود و دیگران را به خطر خواهید انداخت یا حداقل خسارت مالی به بار خواهید آورد . خوب وقتی ما در شغلی مهارت نداریم عقلا از ورود بدون آموزش به آن خودداری می کنیم اما واقعا چرا اکثر مردم در مورد ورود به حرفه معامله گری بدون هیچ تردیدی ( بدون داشتن تجربه و تخصص ) اقدام می کنند و انتظار دارند موفق هم باشند . واقعا چرا ؟

حال مسئله را با دقت بیشتری بررسی می کنیم . کلا برای موفقیت در یک حرفه دو مرحله وجود دارد :

  • مراحل راه اندازی یک کسب و کار و یا موفقیت در آزمون ورودی و استخدامی و جلب نظر کارفرما برای به دست آوردن یک کار
  • توانایی های فکری و جسمی برای ادامه آن کسب و کار یا موفق بودن در انجام شغلی که در یک سازمان به دست آورده ایم ( در یک دسته بندی کلی ما یا برای خودمان کار می کنیم یعنی یک کسب کار شخصی داریم و یا برای دیگران کار می کنیم مثلا کارمند یا کارگر یک شرکت هستیم ). در هر دو صورت پس از ورود به هر حرفه ای توانایی برای غلبه بر مشکلات و سختی ها و داشتن توان لازم برای موفقیت در ادامه کار بسیار مهم است .

مرحله اول :

معمولا برای اینکه در یک شغل استخدام شویم لازم است که قبلا در آن زمینه مهارت و تخصص لازم را بدست آوریم که برای این منظور باید در دانشگاه یا مراکز مشابه علمی و فنی آموزش دیده باشیم . معمولا شرکت ها برای استخدام افراد ، از آنها مدارک تحصیلی مرتبط و سوابق کاری می خواهند و از آزمونهای کتبی ، عملی و مصاحبه برای ارزیابی و انتخاب بهترین افراد استفاده می کنند . پس هیچ شرکتی حاضر نیست بدون ارزیابی و اطمینان از مهارت و تخصص افراد آنها را بکارگیرد و برای داشتن یک شغل معمولی در یک سازمان باید سالها تحصیل کنند و آموزش ببینند و حتی بعد از استخدام نیز آموزشهای مرتبط با شغل همچنان ادامه دارد .

از طرف دیگر برای راه اندازی یک کسب و کار کوچک به غیر از تخصص و تجربه ( که برای به دست آوردن آن احتیاج به ساعتها آموزش به صورت رسمی ( مثلا در مراکز فنی حرفه ای ) و سنتی ( مثل شاگردی کردن ) و کسب تجربه در بازارهای کار احتیاج به مجوزهای همچون پروانه کسب ، مدرک فنی حرفه ای ، تایید سلامت فردی و بهداشت محل کار ، نداشتن سوء سابقه و بسیاری موارد دیگر دارد .

سوال : برای ورود به شغل معامله گری چه مدارک و مجوزهایی لازم است ؟

پاسخ : یک کد بورسی و شارژ حساب . والسلام

همانطور که می بینید وارد شدن به هیچ شغلی به اندازه معامله گری بورس آسان نیست و شاید به احساسات در معامله گری همین خاطر است که به محض رسانه ای شدن سودآور بودن بورس ، همه برای ورود به آن هجوم می آورند .

مرحله دوم :

در یک حرفه پس از راه اندازی آن یا استخدام در یک شرکت ، مهم ادامه آن برای رسیدن به اهداف و موفق بودن است . بعضی کارها ممکن است مرحله اول آسان باشد ( راه اندازی ) ولی ادامه دادن سخت باشد و یا بالعکس شغلهایی هستند که ورود به آنها مشکل باشد ولی ادامه آن زیاد سخت نباشد .

همانطور که دیدید ورود به دنیای بازارهای مالی آسان است اما آیا ادامه آن و رسیدن به سود آوری مستمر در بلند مدت نیز آسان است .

طبق آمار ( منبع ش را نمی دانم ولی زیاد شیده ایم ) بیش از 90% کسانی که وارد جرگه معامله گران می شوند پس از مدتی با از دست دادن قسمت زیادی از دارایی خود ( حتی همه آن ) با سرخوردگی این بازار را ترک می کنند . تاثیرات این شکست تا مدتها بعد گریبانگیر خود و خانواده شان خواهد بود .

نکته مهمی که در اینجا قابل ذکر است این است که اشتباهات و خطاهایی که ما در حرفه خود انجام می دهیم ممکن است به دیگران آسیب مالی یا جسمی وارد کند ولی در این شغل تنها خودمان هستیم که در معرض آسیب های احتمالی خواهیم بود .

پس نتیجه ای که تا اینجا گرفتیم این است که معامله گری ، حرفه ای است که ورود به آن آسان است و به علت احتمال بدست آوردن سودهای زیاد در آن ، مردم وسوسه می شوند که بدون آموزش و تجربه وارد آن شوند و به راحتی سرمایه خود را در خطر بیاندازند ، غافل از اینکه این دریا به آن اندازه که آرام به نظر می رسد بی خطر نیست .

دنیای بازارهای مالی ، دنیایی متفاوت

همه ما از کودکی در محیط هایی بزرگ شده ایم که تحت نظارت دیگران بوده ایم . در خانه ، مدرسه ، محل کار و محیط جامعه تحت کنترل و نظارت والدین ، معلم ، مدیر ، پلیس و قانون بوده ایم و برای هر خطایی مورد مواخذه قرار گرفته ایم . همیشه باید طبق قوانین و هنجارهای محیط هایی که در آن بودیم ، رفتار می کردیم و به این گونه زندگی عادت کرده ایم . اما وقتی وارد محیط جدید ( بورس ) می شویم دوباره همان ذهنیت را داریم ولی اینجا دنیای متفاوتی است .

دنیای جدید دنیایی است پر از سود ، پر از ریسک و پر از احساسات و البته بدون هیچ ناظری . اینجا می توانی هر وقت ارده کردی خرید و فروش کنی هر اندازه سرمایه که داری وارد معامله کنی . سود کنی ، ضرر کنی و البته کسی شما را به علت اشتباهاتتان و ضررهاتان مواخذه و تنبیه نخواهد کرد . شما آزاد هستید . آزاد آزاد .

دقیقا یکی از مهمترین تفاوتهای دنیای جدید با محیط های احساسات در معامله گری قبلی همین است و البته این نکته بسیار تعیین کننده است .

در محیط جدید تنها کسی که ناظر ماست خودمان هستیم . کنترل ترس ، طمع ، احساسات ، هیجانات ، پایبند بودن به استراتژی و قوانین کاری ( مدیریت سرمایه – مدیریت ریسک و … ) کلید موفقیت ماست و البته کسی نیست که ما را مجبور کند که به قوانین خود ( قوانینی که خودمان بر اساس علم و تجربه شخصی پذیرفته ایم و کسی به ما را ملزم به قبول و رعایت آنها نکرده است ) پایبند باشیم . کسانی بوده اند که سالها طبق اصول کاری خود معامله کرده اند ولی به علت اینکه فقط در یک یا چند معامله از قوانین خود پیروی نکرده اند ، کل سرمایه خود را از دست داده اند .

منظبط بودن شرط موفقیت در بازارهای مالی است .

انسانهای موفق در بازارهای مالی باید انسانهای خودساخته ای باشند . شاید پایبند بودن به چند قانون ساده کار ساده ای به نظر آید اما در عمل ، کاری است بسیار دشوار . به عنوان مثال یکی از قوانین مهم خروج از بازار بعد از رسیدن به حد ضرر است . اما به علت اینکه ذهن ما ذاتا آمادگی پذیرش ضرر را ندارد و به هر طریقی سعی می کند که آن را توجیه کند و تمام علایم آشکار ریزش قیمت را نادیده می گیرد و حتی وقتی قیمت از حد ضرر عبور می کند هم به امید بازگشت قیمت ، از معامله خارج نمی شود و به قولی وارد باتلاق ضرر می شود . این قانون بر روی کاغذ بسیار ساده است اما همه کسانی که در بازار مالی کار کرده اند می دانند که چقدر اجرای آن سخت است . بقیه قوانین هم به همین صورت در ظاهر ساده اند اما در عمل اینگونه نیست . کنترل احساسات بخش مهم کار است . کنترل ترس و طمع ( که برخی اساتید طمع را هم نوعی ترس می دانند . در واقع ترس از دست دادن سود بیشتر ) کار انسانهایی است که ذهنی آرام و قوی و روحیه ای محکم دارند .

کسانی که تجربه ای در معامله گری ندارند کار را ساده می پندارند . خرید در کف و فروش در سقف قیمتی . به همین راحتی . و به همین خاطر است که به سادگی وسوسه می شوند تمام سرمایه خود را وارد این کار کنند و حتی با فروش خانه و اتومبیل و گرفتن وام وارد این میدان شوند و البته ممکن است در ابتدا هم سودی ببرند اما در بلند مدت تمام داشته های خود را بر باد می دهند . امروز که در حال اتمام این نوشته هستم ( 22مرداد 99 ) چند روزی است که بازار در حال اصلاح و یا شاید ریزش باشد . در این روزها می توان براحتی ترس را در نوع معاملات دید . واقعا استرس این شغل در این روزها خصوصا برای کسانی که بدون تجربه و رعایت قوانین حرفه ای وارد آن شده اند ، کشنده است . کار ، کار ساده ای نیست . و این را به تجربه یافته ام و واقعا انسانهای موفق در این کار را انسانهایی خود ساخته می دانم . زمانهایی که همه در حال خرید هیجانی هستند تو باید بر اساس استراتژی خود بر طمع خود غلبه کنی و خرید نکنی و ممکن است در زمانی که دیگران هیجان زده می فروشند تو بر ترس خود غلبه کنی و بخری . در واقع معامله گری یک کار سنگین ذهنی است که فشار آن با فشار روانی فینال مسابقات جهانی برابری می کند .

مارک داگلاس در کتاب معامله گر منظبط می گوید ” مردم معامله گری را کار آسانی می دانند در صورتی که اینگونه نیست ” یا کورتیس ام.فیث در کتاب معامله گری از عمق وجود می گوید : “معامله گری کار آسانی است ولی برخی آنرا پیچیده می کنند چرا که فکر می کنند با کار راحت نمی شود پول درآورد و حتی برای رسیدن به درآمد زیاد باید کار سخت انجام داد برای همین معامله گری را برای خودشان پیچیده می کنند و در آخر در کتاب ذهن زیبا احساسات در معامله گری در بورس ( نویسندگان توماس ویتنر / أندرتاس فریچ ) می خوانیم :” معامله گری کار ساده ای است ولی آسان نیست .” این بزرگان که همه در حوزه مسائل روانشناسی معامله گری تحقیق می کنند و خود از معامله گران با تجربه و وموفق هستند هر یک از نقطه نظر خود معامله گری را بررسی کرده اند و هر سه البته درست می گویند . مارک داگلاس معتقد است که مردم معامله گری را کار راحتی می دانند ، که در این زمینه مفصل صحبت کردیم و علل آن را بیان کردیم اما نکته جالب در کتاب مورتیس ام.فیث این است که وی معامله گری را کار راحتی می داند . نظر ایشان این است که اگر کسی اصول معامله گری را درست یاد بگیرد ( استفاده از نیم کره سمت چپ مغز ) و معامله گری را با اصول درست آن انجام دهد پس از مدتی تواند قدرت استفاده از شهود ( استفاده از نیمکره سمت راست ) در معامله گری را پیدا کند و باید به شهود خود اطمینان کند و آنرا پرورش دهد و بتواند در معاملات به سرعت تصمیم گیری کند (خصوصا در معاملات کوتاه مدت روزانه) و کم کم توانایی استفاده از هر دو نیمکره مغز را بدست آورد . وی معامله گری را بعد از طی کردن همه مراحل یعنی یادگیری اصول و به کاربردن و تکرار آنها تا به دست آوردن تجربه در استفاده از قدرت شهود ( حذف کردن جزئیات و مدل سازی با یک نگاه کوتاه به نمودار و تصمیم گیری سریع ) کاری ساده می داند نه اینکه این شغل برای افراد بدون تجربه و تخصص کار ساده ای باشد .

و در نهایت در کتاب ذهن زیبا در بورس به جمله ای می رسیم احساسات در معامله گری کامل و ساده : “معامله گری کار ساده ای است ولی آسان نیست ” . بسیاری افراد هستند که همیشه دنبال اندیکاتورهای پیچیده ، نرم افزارهای تخصصی و تکنیکهای خاص ( که البته من منکر فواید و کاربرد آنها نیستم ) می گردند و فکر می کنند برای موفقیت در معامله گری احتیاج به علمی خاص هست که فقط افراد خاصی از آن اطلاع دارند در حالی که واقعا اینگونه نیست . بسیاری از موقعیت های معامله با یک تحلیل ساده و بدون استفاده از انبوه اندیکاتورها و تحلیل های پیچیده قابل دستیابی هستند واتفاقا سود خوبی هم می دهند . به گفته هری کارپنتر در کتاب غول درون ” وقتی تئوری های زیادی برای برای توضیح یک پدیده در دسترس باشند ، به احتمال زیاد ساده ترین آنها ، صحیح ترین آنهاست . طبیعت در جستجوی ساده ترین راه هاست ” .

این اصل در معامله گری نیز صدق می کند .

در واقع قوانین کار ساده اند ولی اجرای به موقع و درست آنها آسان نیست . پیدا کردن یک یا چند استراتژی که با روحیات فرد سازگار باشد و اطمینان به سودآوری آنها در بلند مدت و داشتن مدیریت سرمایه و مدیریت ریسک کار سختی نیست اما مهم پایبند بودن و اجرای دقیق و به موقع آنها می باشد .

در پایان بد نیست نگاهی بیندازیم به شکل زیر که چرخه روانشناسی در بازار را نشان می دهد . این شکل برای افرادی که سهمی را خریده اند ترسیم شده است ( پوزیشن buy) . همانطوری که می بینید وقتی بازار در راستای خرید ما در حال رشد می باشد احساساتی مانند خوش بینی – شور و شوق – هیجان و رضایتمندی وجود ما را فرا می گیرند و هنگامی که کم کم بازار در نزول قرار می گیرد هیجاناتی مانند اضطراب تا افسردگی ما را درگیر خود می سازند . دو نکته مهم در این خصوص وجود دارد . نکته اول اینکه هر معامله گر توان کنترل این احساسات را در وجود خود داشته باشد و نکته دوم اینکه یک معامله گر بتواند احساسات معامله گران دیگر را در هر زمان تشخیص داده و بازار را پیش بینی کند و برای ورود یا خروج از آن به موقع اقدام نماید .

22 3

نتیجه گیری

هیچ کاری سخت نیست و هیچ کاری ساده نیست . برایان تریسی معتقد است برای رسیدن به مهارت و موفقیت در یک شغل باید روزی حداقل 2 ساعت وقت برای یادگیری آن اختصاص دهید و برخی محققین 10000 ساعت کار برای سرامد شدن در یک حرفه را لازم می دانند . یادگیری و تجربه اندوزی مستمر ، کلید موفقیت هستند . معامله گری هم از این قاعده مستثنی نیست . اگر بدون آموزش و کار توانستید در شغل دیگری موفق باشید در معامله گری هم می توانید . شغلی لذت بخش و پر از هیجان و سود که اگر بدون تجربه وارد آن شوید زندگی خود و خانواده تان را تباه خواهید کرد . آموزش و کار کردن در محیط های مجازی ( دمو ) و سپس تجربه اندوزی با پول کم در دنیای واقعی و پرورش و آماده کردن ذهن برای کار با پول های بزرگتر ، کلید کار است . بهترین معلم بازار است و البته سخت گیرترین آنها . بزرگترین درسها را وقتی می آموزیم که ضرر می دهیم . ضرر دادن جزء کار است و هزینه شغل مان . باید آن را بپذیریم و به موقع برای توقف آن اقدام کنیم . هر شغلی هزینه هایی دارد و هزینه این شغل ضرر دادن است . پرورش جسم و ذهن ، آرامش روح ، تمرکز لازمه موفقیت در این حرفه اند . برای داشتن ثروت ابتدا باید ذهنی ثروتمند داشت . سالم و پرسود باشید.

تاثیر احساسات در سرمایه گذاری بورس

تاثیر احساسات در سرمایه گذاری بورس

چگونه احساسات و هیجانات در بازار سرمایه باعث زیان سرمایه گذاران می شود؟

افراد در ابتدای سرمایه گذاری بسیار احساسی و هیجانی عمل می کنند و در بیشتر مواقع بر خلاف چرخه های بازار حرکت می کنند. زمانی که جمعیت گاوها شروع به خرید می کنند دچار خوش بینی، بلاتکلیفی و بی علاقگی می شوند و به جای خرید سهام منتظر تثبیت قیمت و خرید در اولین قیمت بعد از تثبیت هستند. در زمان اوج قیمت که بهترین زمان برای فروش سهام است دارای هیجاناتی از دسته اعتماد به نفس، خوشحالی و اشتیاق هستند و احساس می کنند زمان را از دست داده اند و بلافاصله دست به خرید می زنند و تصور می کنند سهم را در قیمت مناسبی خریده اند. در زمانی که خرس ها شروع به فروش می کنند دچار ترس، هراس و انکار می شوند و با خرید مجدد به تصور خود میانگین خرید را کاهش می دهند و تصمیم به فروش سهام به محض افزایش قیمت می گیرند و در زمانی که قیمت سهم به کف واقعی خود رسید سهام را می فروشند و از بازار سرمای خداحافظی می کنند.در ادامه نکاتی کلیدی در مورد تاثیر احساسات بر سرمایه گذاری بورس را آورده ایم.

تاثیر هیجان در بورس

پنج اشتباه رایج در سرمایه گذاری

1. وقتی قیمت افت می کند در نهایت بالا خواهد رفت.
اگر عملکرد و سودآوری یک شرکت همواره خوب باشد، قیمت سهام آن ممکن است مداوم افزایش یابد. اما اگر بازار کاهشی (خرسی) شد،حتی قیمت سهام یک شرکت در حال رشد نیز ممکن است کاهش یابد. از طرف دیگر، قیمت سهام شرکتی که مرتباً کاهش داشته ممکن است هیچوقت رشد نکند، مخصوصا اگر دارای مدیریت ضعیف باشد.
2. سهام شرکت های تأثیر گذار بر شاخص بدون ریسک است.
این سهم ها به این خاطر در شاخص بورس تأثیرگذارند که دارای سرمایه بالا می باشند و در حجم زیادی معامله می شوند. همیشه توجه کنید که قیمت هر سهم صرف نظر از اندازه وابسته به عرضه و تقاضاست.
3. سهمی که در پایین ترین قیمت در یک سال گذشته قرار گرفته برای خرید مناسب است.
در صورتی که سهم در پایین ترین قیمت یکسال گذشته قرار گرفته به این معنی نیست که قیمت سهم برای خرید مناسب است. شاید مشکلی در شرکت وجود داشته باشد که باعث افت شدید قیمت سهام آن شده. بنابراین قبل از خرید سهم، وضعیت بنیادی آنرا بررسی کنید.
4. سهمی که در قیمت 100 تومان معامله می شود، بهتر از سهمی با قیمت 700 تومان است.
برخی سرمایه گذاران باور دارند که سهمی با قیمت پایین، برای خرید مناسب تر است در حالی که باید سهام را با ارزش واقعی و میزان سود آن سنجید نه صرفاً بر اساس ارزان یا گران بودن قیمت سهم.
5. سهم با نسبت P/E پایین تر بهتر از سهامی است که P/E بالا دارند.
در حالیکه نسبت P/E برای ارزیابی سهم استفاده می شود، نباید از آن به تنهایی برای تصمیم گیری استفاده کرد. اگر روی یک شرکت با رشد درآمد بیشتر و عملکرد بهتر، ارزش گذاری بیشتری صورت بگیرد توجیه خواهد داشت.

الگوهای ذهنی مخرب بر رفتار سرمایه گذاران

سرمایه گذاری احساسی

1. تردید در انجام معاملات

جملات معروف معامله گرهای مردد اینها هستند: بخرم، نه الان وقتش نیست. صبر می کنم تا قیمت کاهش پیدا کند. بفروشم، نه الان وقتش نیست بهتر است صبر کنم تا قیمت ها افزایش پیدا کند و بخشی از ضررهایم جبران شود.

2. دستخوش احساسات بودن

در معامله گری باید شرایطی مهیا کنیم که بتوانیم قادر به کنترل احساسات باشیم و این کنترل به واسطه برنامه ریزی و سیستم معاملاتی درست به دست می آید. البته هر قدر تجربه معامله گر بیشتر باشد بیشتر قادر به کنترل احساسات خود خواهد بود.

3. غرور در معامله گری

حس غرور در ذات معامله گری بازار وجود دارد و زمانی که تعدادی از معاملات با سود همراه باشند بیشتر قوت می گیرد. پس همیشه باید خود را مورد آزمون و سوال قرار دهید و احساس نکنید خیلی خوب هستید که در غیر این صورت شکست بزرگی در انتظارتان است.

4. درس نگرفتن از تجربه ها

متاسفانه افرادی که با شنیدن اخبار مثبت در رسانه ها بدون کوچکترین دانشی وارد بازار سرمایه می شوند، حضورشان در این بازار محدود بوده و اکثراً بدلیل عدم شناخت ماهیت بازار با ضرر و زیان از بازار خارج می شوند. ابتدا لازمست دانش خود را در این خصوص بالا برده و سپس وارد بازار شوید. یک دفترچه تهیه کنید و علت خرید و فروش های سهم و حتی علت سود و زیان را در آن ثبت کنید و از تجربیات خود درس بگیرید.

5. عدم پذیرش اشتباهات

باید با نظم و انضباط معامله کنید و به روند بازار احترام بگذارید و در زمان اشتباه به سرعت از بازار خارج شده و به دنبال اشتباه خود بگردید و در زمان معامله درست حریص نشوید.

6. عدم کنترل خشم در معاملات

عدم کنترل خشم باعث انجام معاملات هیجانی می شود. زمانی که از نظر روحی شرایط مناسبی برای معامله ندارید، معاملات را کنار گذاشته و استراحت کنید تا فشار عصبی موجود از بین رفته و بعد از آرامش و مهیا شدن شرایط و کسب انرژی دوباره، شروع به خرید و فروش کنید.

7. ترس در انجام معاملات

ترس به عنوان یکی از آفت های مخرب معامله گری به حساب می آید پس بهتر است ترس را کنار گذاشته و بر اساس واقعیت های بازار عمل کنید. ترس در معاملات جلوی رشد سود را گرفته و برعکس به معاملات زیان ده اجاره فرصت بیشتری می دهد.

خصوصیات سرمایه گذاران احساسی:

1. سرمایه گذار احساسی با کاهش اندک قیمت سهام آن را می فروشد و توان پذیرش قرمزی مقطعی سبد سهامش را ندارد.
2. سرمایه گذار احساسی به صورت 24 ساعته اخبار سیاسی و اقتصادی را رصد می کند و با اخبار خوب سهام میخرد و با اخبار بد سهام خود را می فروشد.
3. سرمایه گذار احساسی به خاطر سودی که هنوز محقق نشده خوشحال می شود. مثلاً سهمی را در قیمت 100 تومان می خرد و در رویای خود سهم را در قیمت 200 تومان می فروشد خوشحال است و احساس غرور می کند.
4. سرمایه گذار احساسی برای زیان قطعی نشده ناراحت می شود. این واقعیت وجود دارد که تا زمانی که سهمی را نفروخته اید زیانی هم متحمل نشده اید.
5. سرمایه گذار احساسی به طور روزانه و مداوم قیمت سهام را بررسی می کند و مدام با افزایش قیمت سهم خوشحال و از کاهش قیمت سهم ناراحت و افسرده می شود.

چگونه احساسات خود را در معاملات مدیریت کنیم؟

احساسات در معاملات

دانستن چگونگی کنترل احساسات هنگام معامله‌، حد فاصل میان موفقیت و شکست در معاملات است. وضعیت روانی شما تاثیر مهمی در تصمیماتی که می‌گیرید، می‌گذارد. داشتن آرامش در معاملات اهمیت فوق العاده‌ای دارد. در این بخش ما اهمیت روانشناسی در معامله‌گری روزانه برای معامله‌گران مبتدی و مجرب را بررسی می‌کنیم.

اهمیت کنترل احساسات در معامله‌گری

هرچقدر در مورد اهمیت روانشناسی در معاملات صحبت کنیم باز هم کم است. تصور کنید پیش از انتشار آمار اشتغال NFP معامله‌ای انجام داده‌اید و انتظار دارید اگر آمار بهتر از پیش‌بینی‌ها باشد، شاهد رشد EUR/USD باشید. پس از انتشار آمار، می‌بینید که طبق انتظار شما، آمار بهتر از پیش‌بینی بوده است، اما بنا به دلایلی قیمت پایین می‌آید.
شما به تحلیل‌های خود فکر می‌کنید و از کاهش قیمت تعجب می‌کنید. EUR/USD نیز در همان حال که شما در حال فکر کردن هستید بیشتر کاهش پیدا می‌کند.
همانطور که معامله شما بیشتر وارد زیان می‌شود، احساسات نیز در شما قدرت می‌گیرد. در نهایت معامله‌گری برای شما به بازی برد و باخت تبدیل خواهد شد که به هیچ طریقی قصد شکست در آن را ندارید و یا از آن بدتر پس از قبول شکست، فورا درصدد انتقام گرفتن از بازار برآمده و دست به معاملات احساساتی می‌زنید.
معامله‌گران حرفه‌ای هرگز نمی‌خواهند تصمیمات عجولانه‌شان به آنها اسیب بزند. از این رو با تمرینات زیاد به دنبال به حداقل رساندن معاملات احساسی هستند.

سه نمونه از احساسات معمول معامله‌گران

برخی از رایج‌ترین احساساتی که معامله‌گران تجربه می‌کنند شامل ترس، عصبانیت، سرزنش، هیجان، حرص و اعتماد به نفس کاذب است.
ترس/عصبانیت
دلیل عمده ترس، معامله با حجم بسیار بزرگ است. معامله با حجم نامناسب شما را مجبور می‌کند حد ضرر خود را بسیار پایین قرار دهید. همچنین اگر حجم معامله نامناسب باشد، با نوسانات قیمت تحت فشار روانی زیادی قرار می‌گیرید.
دلیل دیگر عصبانیت و ترس این است که شما در معامله‌ای هستید که با طرح معاملاتی شما همخوانی ندارد.
سرزنش/هیجان
هیجان یکی از کلیدی‌ترین احساساتی است که در معاملات بروز می‌کند. هیجان قطعه نهایی هر معامله خوب است. اگر در معامله هیجانی ندارید، احتمالا به این خاطر است که در معامله «مناسبی» نیستید.
منظور از معامله «درست» این است که معامله شما بر اساس طرح معاملاتی شما اجرا نشده است. معاملات درست ممکن است بازنده باشند همانطور که معاملات غلط می‌توانند برنده باشند. اما نکته این است شما باید تنها در معاملات درست، برنده یا بازنده باشید.
طمع/اعتماد به نفس کاذب
اگر حس کردید تنها به دنبال معاملات با سود بسیار زیاد هستید، ممکن است حرص در شما قوت گرفته باشد. حرص و طمع در اکثر مواقع در اثر نتیجه عملکرد خوب شما رخ می‌دهد اما اگر مواظب نباشید می‌تواند شما را متضرر کند.
مکانیسم‌های معاملات خود را بررسی کنید. (عنوان مثال پایبند به حد ضرر‌ها، اهداف معاملاتی، مدیریت ریسک و…) شلخته معامله کردن به خاطر اعتماد به نفس بیش از حد باعث می‌شود موفقیت‌های پیشین شما تحت تاثیر قرار بگیرد.

نظرات نیک کاولی در مورد نظم و انضباط در معامله‌گری:

نیک کاولی بیش از ۲۰ سال در بازارهای مالی تجربه دارد و در صندوق‌های با درآمد ثابت معامله کرده است. در اینجا بعضی از توصیه‌های وی را آورده‌ایم:
«بدترین معاملات من در زمانی رخ می‌دهد که از برنامه معاملاتی‌ام تخطی می‌کردم و با بی‌نظمی شروع به معامله‌ می‌کردم.»
« من از حد ضرر و ستاپ درستی برای معاملاتم استفاده نمی‌کردم فکر می‌کردم از بازار بهتر هستم. وقتی معامله‌ای زیان‌ده می‌شد، ضررهایم دوبرابر می‌شد و مدام زیان‌های بیشتری متحمل می‌شدم سپس پول بیشتری به حساب احساسات در معامله گری معاملاتی‌ام می‌ریختم تا ضرر‌هایم را جبران کنم»
«گاهی اوقات زمانی که می‌بایست بدون احساسات به معاملاتم نگاه می‌کردم و طبق برنامه معاملاتی‌ام آنها را جذف می‌کردم، نمی‌توانستم بر احساساتم غلبه کنم. البته چنین کاری بسیار دشوار است اما برای موفقیت در دراز مدت ضروری است»

چگونه می‌توان احساسات را در هنگام معامله کنترل کرد؟

اگر می‌خواهید احساسات منفی را از معاملات خود دور کنید، داشتن یک رویکرد با برنامه بسیار مهم است. یک ضرب المثل قدیمی وجود دارد که می‌گوید:«عدم برنامه‌ریزی، همان برنامه‌ریزی برای شکست است» این ضرب المثل به درستی در بازارهای مالی صادق است.
در بازارهای مالی تنها یک راه برای سودآوری وجود ندارد. استراتژی‌ها و رویکردهای متعددی وجود دارند که می‌توانند به معامله‌گران در رسیدن به اهداف‌شان کمک کنند. اما مهم‌ترین نکته داشتن یک رویکرد مشخص و منظم است.
در اینجا پنج روش برای کنترل بیشتر بر احساسات در حین معامله‌گری آورده شده است.
۱- قوانین شخصی خود را ایجاد کنید
تنظیم قوانینی خاص برای این که حین معاملات در دام احساسات نیفتید، بسیار مهم است. قوانین شما می‌تواند شامل تعیین سطح تحمل ریسک/ریوارد برای ورود و خروج به معاملات از طریق ایجاد حد ضرر و حد سود باشد.
۲-در شرایط مناسب معامله کنید
دوری از شرایط غیر ایده‌آل بازار بسیار مهم است. اگر بازار برای ورود مناسب نیست بهترین راه این است که کمی قدم بزنید و وقت خود را با خانواده بگذرانید.
۳-حجم معاملات خود را کاهش دهید
یکی از ساده‌‌ترین راه‌ها برای کاهش تاثیر احساسات در معاملات، کاهش حجم معاملات است.
فرض کنید یک معامله‌گر یک حساب ۱۰ هزار دلاری در اختیار دارد. این معامله‌گر یک معامله با لاتی معادل ۱۰ هزار دلار بر روی EUR/USD انجام می‌دهد. این معامله‌گر به ازای هر پیپ نوسان یک دلار کسب می‌کند و یا از دست می‌دهد. در صورتی که وی ۳۲۰ دلار برای مارجین خود در نظر بگیرد، مارجین قابل استفاده‌اش ۹۶۸۰ دلار خواهد بود.
حال تصور کنید همان معامله‌گر به جای ۱۰ هزار دلار ۳۰۰ هزار دلار در همان جفت ارز معامله کند. (با توجه به وجود اهرم در معاملات این کار شدنی است)
اکنون مارجین معامله‌گر ۹۶۰۰ دلار خواهد بود و مارجین قابل استفاده برای وی ۴۰۰ دلار خواهد بود. از آنجایی که در این حالت به ازای هر پیپ نوسان، ۳۰ دلار تغییر در حساب او ایجاد می‌شود، در صورتی که معامله تنها ۱۴ پیپ وارد زیان شود، مارجین قابل استفاده به اتمام رسیده و معامله بسته خواهد شد.
در این حالت معامله‌گر حتی فرصت نخواهد داشت که بازگشت قیمت به محدوده سوددهی را نیز ببیند.
در چنین شرایطی، معامله‌گر خود را ناخواسته در موقعیتی قرا می‌دهد که شانس موفقیت در آن بسیار کم است. کاهش لوریج می‌تواند ریسک چنین اتفاقاتی را به‌شدت کاهش دهد.
۴- یک طرح و یک ژورنال معاملاتی ایجاد کنید
از نظر عوامل فاندامنتال، برنامه‌ریزی برای نتایج مختلف حاصل از انتشار اخبار کلیدی و مهم می‌تواند یک استراتژی باشد.
تفاوت میان نتایج بدست آمده توسط معامله‌گرانی که از یک طرح معاملاتی استفاده می‌کنند و کسانی که این کار را نمی‌کنند بسیار قابل توجه است. تدوین یک طرح معاملاتی اولین قدم برای خنثی کردن احساسات حین معامله‌گری است اما متاسفانه طرح معاملاتی به تنهایی نمی‌تواند احساسات را در معامله‌گری از بین ببرد. از این رو ایجاد یک ژورنال معاملاتی نیز می‌تواند مفید باشد.
۵- آرام باشید
اگر آرام باشید و از معاملات خود لذت ببرید، در تمام شرایط بازار عملکرد بهتری خواهید داشت.

روانشناسی معامله ‌گری در بورس

روانشناسی معامله گری در بورس

به عقیده‌ی تمامی بزرگان عرصه ترید و معامله‌گری، داشتن یک ذهن قوی برای این کار از داشتن تمامی دانش‌های تحلیلی اهمیت بیشتری دارد. چه بسا هستند بسیاری از افراد مختلف که با کوله باری از آموخته‌های گوناگون و تکنیک‌های مختلف به این وادی گام نهاده اما به علت عدم تسط بر روان خود و آشنا نبودن با روانشناسی معامله‌گری خیلی زود مجبور به قبول شکست شده و این کار را رها کرده‌اند. در این مقاله به روانشناسی معامله ‌گری در بورس خواهیم پرداخت و به نکاتی اشاره خواهیم کرد که میتواند در این زمینه بسیار مفید باشد.

روانشناسی معامله‌گری یک مهارت روانی اکتسابی

برای رسیدن به موفقیت در بازارهای مالی سه موضوع اکتسابی وجود دارد که باید انها را آموزش دید و فرا گرفت:

  • مدیریت ریسک و سرمایه
  • استراتژی معاملاتی
  • روانشناسی معامله یا معامله گری

تکنیک‌ها و دانش روانشناسی معامله‌گری و به عبارتی داشتن یک ذهن قوی و حرفه ای، تفاوت یک تحلیلگر و یک معامله‌گر را مشخص میکند.

یک تحلیلگر با روش‌های تحلیلی سعی می کند که روند آتی یک سهم را پیش بینی کند و خوب اگر تحلیلش با خطا مواجه شود هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد، اما یک معامله‌گر می‌تواند با یک تصمیم اشتباه (که میتواند نه از روی تحلیل بلکه از روی هیجانات و احساسات باشد) ضررهای سنگینی را به بار آورد. اینجاست که روانشناسی معامله‌گری مطرح می‌شود و در واقع تفاوت معامله گری و تحلیلگری در همین روانشناسی معامله و مسائل روانی است.

در واقع ما برای تحلیل گری نیازی به دانش روانشناسی معامله‌گری نداریم اما برای معامله‌گری این روان، اعصاب و احساسات معامله گر هست که می تواند در معاملات او اختلال ایجاد کند و مانع اجرای درست آموخته‌های او شود.

در ادامه شما را با مهم‌ترین احساسات انسانی آشنا خواهیم کرد که در معاملات ما اختلال ایجاد کرده و باعث ضرر و زیان ما می‌شوند. در هر بخش راهکاری برای مدیریت و حذف این احساسات از معاملات ارائه شده است.

احساس زیان گریزی در روانشناسی معامله

زیان گریزی در روانشناسی معامله در بورس

زیان گریزی در روانشناسی معامله ‌گری در بورس چیست؟ یکی از موارد مهم در روانشناسی معامله‌گری در بورس و دیگر بازارهای مالی‌ احساسی به نام زیان گریزی است. احتمالاً شما با مفهوم حد ضرر آشنا هستید و احساسات در معامله گری می‌دانید که حد ضرر در یک استراتژی معاملاتی یکی از ارکان اساسی محسوب می‌شود. همگی میدانیم به محض اینکه قیمت سهم به حد ضرر رسید باید سهم را فروخت، در حالی که معمولا حس زیان گریزی این اجازه را به تریدر یا معامله‌گر نخواهد داد.

او سهم خود را به امید اینکه شاید قیمت برگردد (بر خلاف این که حد ضرر را از ابتدا مشخص کرده بود) نمی‌فروشد و بعد از این داستان احتمالاً قیمت‌های بسیار پایین‌تر خواهد رفت و همین تعلل برای فروش و دادن اجازه‌ی رشد به ضرر باعث خواهد شد که بسیاری از معامله‌گران در بازارهای مالی دچار ضررهای سنگینی ‌شوند که تماماً برمی‌گردد به احساس زیان گریزی انسان.

آدمی به صورت طبیعی از ضرر و زیان فراری است و به خیال اینکه تا وقتی که سهم را به فروش نرسانده است ضرر نکرده است، از این کار اجتناب می‌کند و به حد ضرر خودش پایبند نخواهد بود. در واقع شما با فروش سهم در حد ضرر، ضرر را قبول می‌کنید، پس حس زیان گریزی انسان جلوی این کار را می‌گیرد. علی‌رغم اینکه اکثر اساتید بزرگ در زمینه معامله‌گری، بر داشتن حد ضرر و رعایت آن تاکید دارند، باز هم شاهد هستیم افراد زیادی به علت آشنا نبودن با احساس زیان گریزی، به دام این احساس میافتند و به حد ضرر خود پایبند نیستند.

راه کار:

برای غلبه بر این احساس فقط باید آن را بشناسید! همین شناخت کافی است که به دام آن گرفتار نشوید. اگر متن بالا را مطالعه کرده‌اید، از این به بعد می‌توانید این احساس را در معاملات خود کنترل کنید.

احساس ترس در معاملات

ترس در روانشناسی معامله گری

در قسمت قبل در مورد زیان گریزی صحبت کردیم و دیدیم که این احساس می‌تواند باعث عدم رعایت حد ضرر در معاملات یک تریدر شود. یکی دیگر از احساسات غالب در فطرت انسانی که باعث می‌شود یک معامله‌گر نتواند از دانش خود به درستی بهره گیرد احساس ترس است. ترس به صورت‌ها و شکل‌های مختلف می‌تواند در معاملات یک معامله‌گر ظاهر شود و باعث اختلال در روند صحیح معاملات شود.

یکی از انواع ترس در واقع ترس وارد نشدن به معامله برای جلوگیری از ضرر احتمالی است.

در واقع در این حالت معامله گر از ترس اینکه ضرر نکند، به یک معامله وارد نمی شود و فرصت‌های خوبی را از دست می‌دهد. یا برای مثال با دیدن دو کندل منفی، شخص شروع به خیال پردازی میکند و سهم را در قیمت‌های بسیار پایین تصور میکند و همین تخیلات و ترس‌ها، او را از وارد شدن به معامله باز می دارد.

در واقع این ترس نیز به نوعی از همان حس زیان گریزی انسان نشات می‌گیرد. انسان به صورت ذاتی از ضرر گریزان است و در هنگامی که هیچ معامله‌ی بازی ندارد (هیچ سهمی ندارد) این ترس و زیان گریزی باعث می‌شود که موقعیت‌های مناسبی را از دست بدهد.

راه کار:

آموزش گام به گام تحلیل بنیادی برای انتخاب سهم مناسب

برای دانلود کتاب آموزش گام به گام تحلیل بنیادی روی لینک زیر کلیک کنید.

آیا میخواهید در بورس به موفقیت برسید؟ آیا نمیدانید چگونه یک سهم را از منظر بنیادی تحلیل کنید؟ نبود منبع آموزشی مناسب در زمینه تحلیل بنیادی انگیزه ای شد تا در یک کتاب آموزشی به زبانی کاملا ساده و کاربردی، به کمک تصاویر گویا و آموزش گام به گام، روش انتخاب یک سهم را بر اساس نکات بنیادی آموزش داده ایم. قطعا این روش آموزشی را در هیچ کجا پیدا نخواهید کرد! این کتاب الکترونیکی را به تمام کسانی که می خواهند در بازار بورس به موفقیت مستمر برسند توصیه میکنیم .

به علت تعلل‌های زیاد و وسواس زیاد در انجام معامله، معمولا این افراد نمی‌توانند معاملات خوبی داشته باشند. برای رهایی از این مشکل، یک معامله‌گر اولا باید به صورت ذاتی ریسک پذیر باشد. این یک چیز اکتسابی نیست. اگر شما هیچ ریسک پذیری در وجود خود ندارید این حرفه‌ بدرد شما نمی‌خورد. در وهله بعدی باید سعی کنید اعتماد به نفس خود را بالا برده و بر اساس یک استراتژی مشخص از قبل تعیین شده (مانند یک ربات) معاملات خود را انجام دهید.

احساس انتقام در روانشناسی معامله گری در بورس (پدیده‌ی زنجیره‌ی ضرر)

انتقام در روانشناسی معامله گری در بورس

در میان افرادی که معامله‌ی خودشان را با ضرر می‌بندند (حد ضرر را رعایت میکنند) هستند افرادی که بلافاصله می‌خواهند ضرر خود را جبران کنند و به نوعی از بازار انتقام بگیرند!

یک پدیده‌ای وجود دارد به نام زنجیره ضرر که باعث می‌شود معامله‌گر ضرر‌های متوالی را به علت عجله در انجام معاملات متحمل شود.

توصیه خیلی ساده تریدرهای بزرگ به این دسته از معامله گرها این است که بعد از انجام یک معامله زیان ‌ده به هیچ عنوان تا مدتی حق ندارند معامله انجام دهند. علت این امر آن است که معمولاً وقتی که یک معامله گر یک معامله زیان‌ده را پشت سر گذاشته است، از نظر ذهنی توانایی درست تحلیل بازار را ندارد و در ذهن خود به دنبال یک نوع انتقام گیری از بازار است و همین احساس باعث می‌شود که تصمیمات هیجانی و تحلیل‌های نادرست داشته باشد و در نهایت معامله بعدی او نیز با ضرر همراه باشد.

نتیجه‌گیری

بنابراین عجله در انجام معاملات برای جبران ضرر‌های قبلی سمی مهلک برای یک معامله‌گر هست که می تواند باعث زنجیره‌ی ضرر برای یک معامله‌گر شود. در روانشناسی معامله ‌گری در بورس تا حدی که ممکن است دیگر نتواند زیان‌های پشت سرهم خود را جبران کند. بنابراین به یاد داشته باشید بعد از هر معامله زیان‌ده به جای اینکه به معامله جدید دست بزنید به دنبال چرایی ضرر معامله قبلی خود باشید، کمی از بازار فاصله بگیرید و با ذهنی پاک به انجام معامله‌ی بعدی بپردازید.

غرور معامله‌گری در روانشناسی احساسات در معامله گری معامله در بورس

غرور معامله گری در روانشناسی بازار

یکی دیگر از احساسات منفی در یک معامله گر غرور معامله گری است. غرور معامله گری یک نوع غرور کاذب است که در طی انجام معاملات سودآور در یک فرد به وجود می آید. همه ما احتمالا این حس را تجربه کرده ایم، زمانی که چندین معامله موفق انجام داده‌ایم و خوشحال از سودهای عالی، قند در دلمان آب میشد! در آن زمان‌ها احتمالا با خودمان گفتیم که دیگر کار تمام است و دست بازار رو خوانده‌ام و دیگر ضرر نمیکنم. اما بعد از چند مدت ورق برگشته و سودها را به بازار پس داده‌ایم و روی دور ضرر کردن افتادیم!

فرد ممکن است به علت این غرور کاذب دست به کارهایی بزند که ریسک بالایی دارد و همین موضوع باعث فراموش شدن اصل اول سرمایه گذاری یعنی حفظ سرمایه شود و در نهایت منجر به ضرر سنگینی برای یک معامله‌گر شود.

هر جا که گمان کردید معاملات شما سودهای خوبی را به شما هدیه داده است، به جای اینکه دچار غرور معامله‌گری شوید، بروید و ببینید چه چیزی باعث سود شما بوده است و آیا این سود بر اساس تحلیل شما بوده است یا بر اساس یک تصادف! اگر هم بر اساس تحلیل شما بوده است همچنان قانون احتمالات در بازار سرمایه را از یاد نبرید.

هیچ تحلیلگر با تجربه‌ای با قطعیت سخن نمی‌گوید و همواره احتمالات را در نظر می‌گیرد. بورس بازی احتمالات است، بنابراین می‌تواند همواره تحلیل شما درست نباشد. شاید باید عمیق‌تر به این مسئله نگاه کنیم اما در همین قدر کفایت می‌کند که بدانیم نه معاملات پرسود همیشه پا بر جا خواهد ماند و نه معاملات زیان ده، تنها چیزی که در واقع برای ما می‌ماند برآیند این سود و زیان‌ها است که باید در بلند مدت بررسی شود و بازدهی معاملات ما در بازار مورد موشکافی قرار بگیرد.

در معامله گری بسیار مهمه که دچار غرور کاذب نشیم. چون دقیقا همان موقعی که فکر می‌کنید دست بازار برای شما رو شده است، بازار چنان درسی به شما میدهد که تا همیشه در یادتان باقی خواهد ماند. نه سودها و نه ضررها نباید تعادل روانی شما را بر هم بزند.

بورس بازی احتمالات

احتمالات در بورس و تحلیل سهام

در قسمت قبل در مورد غرور معامله گری صحبت کردیم. دیدیم که غرور کاذب در معامله گری می‌تواند باعث به خطر افتادن سرمایه‌ی یک سرمایه‌گذار شود و ریشه ایجاد این غرور در یک معامله‌گر این موضوع است که او فراموش می‌کند که در بورس احتمالات حاکم است و هیچ تحلیلی با قطعیت نمی‌تواند اعلام روند آتی یک سهم چگونه است.

بنابراین احتمالات بر بازار همیشه حاکم است و درک این احتمالات یکی از سخت‌ترین مباحث موجود در روانشناسی معامله ‌گری در بورس است.

در اینجا بازی احتمالا در بورس را بیان خواهیم کرد:
📝 فرض کنید من چشم بسته و کاملا تصادفی یک سهمی را خریداری میکنم، واضح است که با احتمال 50 درصد سود خواهم کرد و با احتمال 50 درصد ضرر، چون قیمت به هر حال یا افزایش میابد یا کاهش. در تحلیل سهام ما به کمک اطلاعات، الگوها و تکنیک‌های اثبات شده، این تعادل احتمالات را به نفع سود بر هم می‌زنیم.

مثلا اگر به جای اینکه چشم بسته یک سهم را انتخاب کنیم، سهمی را انتخاب کنیم که از نظر تکنیکالی روی خط حمایت قرار دارد، در این صورت دیگر آن احتمال 50/50 به هم خورده است و تبدیل می‌شود به مثلا 60/40، یعنی با احتمال 60 درصد سود می‌کنیم با احتمال 40 درصد ضرر (زیرا در گذشته سهمی که روی حمایت بوده است با احتمال 60 درصد رشد کرده است)، یعنی اگر من 10 معامله با این استراتژی انجام دهم، در 6 معامله سود خواهم کرد و در 4 معامله ضرر، پس برایند معاملات من سودآور خواهد شد. این کل داستان بازی احتمالات در تحلیل بورس است.✅

همچنین احتمالا مقاله روانشناسی بازار بورس برای شما جالب خواهد بود.

آموزش گام به گام تابلوخوانی پیشرفته در بورس

برای دانلود کتاب آموزش گام به گام احساسات در معامله گری تابلوخوانی پیشرفته روی لینک زیر کلیک کنید.

تابلوخوانی در کنار تحلیل بنیادی و تکنیکال، بعد سوم بورس است. همه چیز در تابلوی معاملات سهم وجود دارد، اطلاعاتی که شاید در نگاه اول کسی متوجه آنها نشود اما با یادگیری تکنیک های تابلو خوانی و بازار خوانی می توانید به اطلاعات زیادی دست پیدا کنید و بر این اساس معاملات پر سودتری داشته باشید. در کتاب آموزش تابلو خوانی پیشرفته به مطالبی خواهیم پرداخت که در هیچ کلاس یا کتابی به شما آموزش نمی دهند. تکنیک هایی که حاصل سالها تجربه در بازار سرمایه است.

روانشناسی معامله گری در بازار های مالی

روانشناسی معامله در بازار های مالی

همواره خرید و فروش در بازارهای سرمایه با مسائل گوناگون روانشناسی همراه بوده و عدم اطلاع و درک درست از این مقوله، سبب بروز مشکلات فراوانی برای فرد معامله گر (تریدر) خواهد شد.

بسیاری از افراد علی رغم استفاده از روش های صحیح تحلیل تکنیکال، کارنامه موفقی در پایان سال از خود بجای نمی گذارند و یا حتی پس از ضررهای متوالی دچار آسیب های شدید روحی و فکری می گردند. شاید بارها از بسیاری از تریدرها شنیده باشید که در زمان انجام معاملات در سود بوده اند ولی در پایان با ضرر آن معامله را به اتمام رسانده اند بدون اینکه دلیل این اتفاق را بدانند.

راه حل این مسئله در شناخت و اجرای قوانین روانشناسی معامله است. همه ی ما در زندگی روزمره ی خود با موارد بسیاری مواجه می شویم که به طور اکتسابی یاد گرفته ایم که چگونه آن ها را مدیریت کنیم، اما بدلیل نداشتن ارتباط مستقیم با پول در معاملات مالی توان مدیریت خود را از دست می دهیم و به مشکلات متعددی برخورد می کنیم. در چنین شرایطی است که برخلاف دانش تحلیلی خود، هرآنچه انجام می دهیم بازهم نمی توانیم به سود مناسبی دست پیدا کنیم. درحالی که مشاهده می کنیم در همان بازار، در همان زمان و در همان محدوده قیمت، تریدرهای دیگر سودهای بسیار خوبی نصیب خود می کنند.

شاید از خود بپرسید که چرا با وجود اینکه دانش تحلیلی بالایی دارید، نمی توانید مثل سایر تریدرها از بازار بهره ببرید؟ برای پاسخ به این سوال باید ابتدا با مفهوم روانشناسی آشنایی داشته باشید.

روانشناسی چیست؟

اساسا روانشناسی دانشی است که به بررسی رفتار و فرآیندهای روانی می‌پردازد. هر دانشی دارای اهدافی مشخص است که دانشمند به دنبال دستیابی به آن هستند. بنابر این اهداف اساسی دانش روان‌شناسی را می توان در پیش‌بینی، توصیف، تبیین و کنترل رفتار خلاصه کرد.

بر همین اساس، زمانی که در مورد روانشناسی معامله گران صحبت می کنیم، در واقع هدف ما بررسی و آنالیز مکانیزم ها و الگوهای رفتاری آن هاست. در قدم اول، الگوهای رفتاری آن ها را توصیف می کنیم. سپس با استفاده از توصیف ارائه شده، پیش بینی می کنیم که تریدرها در زمان های خاص چه رفتاری احساسات در معامله گری از خود در بازار نشان می دهند؟

فقط در این صورت است که می توانید الگوهای رفتاری غلط را شناسایی کنید و در جهت رفع آن الگوهای اشتباه اقدام کنید. با توجه به گستردگی مبحث روانشناسی، نمی توان انتظار داشت که مرکز تحقیقات بلاک چین که هدف اصلی آن تحقیق، آموزش، سرمایه گذاری و کمک به جامعه تریدر است، به بررسی تخصصی و عمیق الگوهای رفتاری بپردازد. اما، ذکر این نکته حائز اهمیت است که بسیاری از الگوهای رفتاری اشتباه تریدرها، از روش زندگی آن ها در کودکی تا جوانی ریشه می گیرد و تصحیح این الگو ها نیازمند رعایت اصول و داشتن انظباط شدید از سوی خود تریدر است.

اهمیت روانشناسی در معامله گری (ترید)

هنگامی که بازار را از دید تکنیکالی بررسی می کنید، راهکارهای تصحیح اشتباهات آسان به نظر می رسد، مثلا معامله ای را در نظر بگیرید که سریع از آن خارج شده اید، کافیست با بررسی عوامل تکنیکالی، دلایل خروج خود را دوباره بررسی کنید، از اندیکانور ها و اسیلاتورهای متفاوتی استفاده کنید و به مرور زمان نقطه ی خروج خود را در جای بهتری انتخاب کنید. اما شرایطی ایجاد می شود که با وجود داشتن بهترین استراتژی های معاملاتی بازهم معاملات شما سودآور نیست. راه حل این مشکل در درون خودتان قرار دارد، شما با دشمنی زیرک مواجه هستید، این دشمن همان روان شماست.

به همین علت است که برطرف کردن مشکلات فکری کار چندان ساده ای نیست. چرا که مشکل اصلی در غالب تعصب ها و موارد پیش پا افتاده پنهان گشته است. البته این پنهان شدن جزئی از سیستم دفاع روانی افراد در برابر آسیب پذیری به حساب می آید، با این حال در زمان های خاص آسیب فراوانی به افراد وارد می کند. نکته دیگر این است که روان افراد توسط احساسات آن ها کنترل می شود. درواقع رابطه تنگاتنگی میان احساسات، روان افراد و الگوهای رفتاری آن ها وجود دارد. پس می توان پیش بینی کرد که اگر شما برروی کنترل احساسات خود تسلط پیدا کنید، معاملات بهتری را نسبت به قبل انجام خواهید داد.

از آنجایی که در هنگام انجام معامله تمام احساسات افراد نظیر خشم، عصبانیت، ترس و امید به اوج خود می رسند، کنترل این احساسات نقش بسزایی در موفقیت تریدرها ایفا می کند. از سوی دیگر طمع، نداشتن سرعت عمل و اعتماد به نفس بالا از جمله احساسات مخربی است که معامله گر را به ورطه ی نابودی در بازارهای مالی می کشاند. بنابر این دانستن نقاط ضعف الگوهای رفتاری و کنترل احساسات، از ضررهای سنگین و ورشکستگی تریدرها جلوگیری می کند.

احساسات در معامله گری

چرخه احساسات در معامله گری

بطور کلی 6 احساس غالب در تریدها وجود دارد که در ادامه به بررسی هر یک می پردازیم:

احساس هیجان و اظطراب:هر گونه احساس برانگیزاننده، در زمانی انجام معامله، نشانه ای است که شما قسمتی از راه را اشتباه رفته اید. در واقع زمانی که در معاملات خود مضطرب هستید معمولا بیانگر این است که قوانین معاملاتی خود را نقض کرده اید، پوزیشن خرید یا فروشی به اشتباه گرفته اید و یا نباید آن معامله را انجام می دادید. در این حالت اگرسطح هیجانات خود را بررسی کنید و از خود بپرسید که چرا احساس اضطراب یا هیجان دارم، این کار به شما کمک می کند تا از معاملاتی که از همان اول نباید واردش می شدید، خارج شوید.

احساس ترس:

ترس یکی از احساسات رایج در بین معامله گران است. احساس ترس به اشکال مختلفی در بین معامله گران وجود دارد، و می تواند دلیل بسیاري از اشتباهات رایج معامله گري باشد. ترس زمانی ایجاد می شود که معامله گر وارد زیان شده باشد. ترس از ضرر کردن سبب می شود که معامله گر ضرر خود را با تاخیر شناسایی کند، و متعاقب آن ضرر بیشتری متحمل شود. همچنین ترس از بازگشت سود باعث می شود که معامله گران از معاملات خود خیلی سریع خارج شوند و به سود مطلوب خود نرسند.

در هنگامی که معامله ای وارد ضرر می شود، معامله گر باید تلاش کند که وضعیت خود را بهبود ببخشد و بجای اینکه خود را سرزنش و ملامت کند هر چه زودتر به دنبال راهکاری برای ضرر کمتر باشد. با این حال انجام اقدامات بی نظم، سریع و بدون برنامه ریزی مناسب نیستند . اقدامات باید منطقی و به تدریج در راه رسیدن به خروج از بحران باشد. معامله گر نباید وحشت کند و سریعا برای جبران ضرر خود معامله دیگری را بدون برنامه ریزی شروع کند، چراکه تکرار این اتفاق سبب از بین رفتن سرمایه افراد خواهد شد.

احساس طمع:

طمع حس غالب افرادیست که وارد بازارهای مالی می شوند. اگر شما در زندگی روزمره خود بیش از حد محتاط هستید، قاعدتا فرصت های زیادی را در معاملات سودآور بازار از دست خواهید داد، بنابراین بهتر است که وارد بازارهای مالی نشوید، چرا که بازارهای مالی ریسک پذیری خاص خود را می طلبد. طمع جزو ذات انسان است و در برخی اوقات باعث می شود تا وارد معاملاتی شویم که جز ضرر چیزی برای ما به همراه ندارد. همچنین طبع سبب چشم پوشی معامله گران بر اصول مدیریت ریسک و سرمایه می شود و ذهنیت قماربازي در معامله گران را تقویت می کند که در نتیجه آن معامله گري بدون توجه به قوانین اصولی و بر مبناي احساسات نادرست اتفاق می افتد.

احساس امید:

امید به کسب سود بیشتر یکی دیگر از احساسات محرک معامله گران است. اگر به زنجیره احساسات یک تریدر دقت کنیم، در می یابیم که احساس امید، طمع و ترس معمولا پشت سر هم بوجود می آیند. تریدرهایی که در معاملات خود در ضرر هستند، نشانه هایی از امید را در خود مشاهده می کنند، این تریدرها به معاملات خود فرصت بیشتري می دهند چرا که امید دارند که جهت حرکت قیمت تغییر می کند و وارد سود می شوند. با این حال اگر امید و انتظار معامله گران از حدی بیشتر شود، توانایی تحلیل درست و درک شرایط موجود از بین می رود، به طوری که معامله گران تصور می کنند می توان به سود های کلان در مدت کوتاهی دست یافت.

مثال دیگر از امید زمانی است که معامله گر براي جبران ضررهای خود وارد معاملاتی می شود که با استراتژی معاملاتیش انطباق ندارد. بنابر این امید و انتظار باید به صورت معقول و منطقی در نظر گرفته شود تا قابل دستیابی باشد، لذا انتظار بی جا و رویاپردازانه نتیجه ای جز نابودی و شکست نخواهد داشت.

اصولا امید داشتن در موارد زیر بسیار اهمیت دارد:

  1. امید در زمان ورود به بازار : معامله گران به امید کسب سود وارد بازارهای مالی می شوند و اگر چنین امیدی در ابتدای ورود به بازار وجود نداشته باشد مطمئنا انگیزه ای جهت ورود به بازار وجود نخواهد داشت.
  2. امید در زمان ضرر کردن : بدترین شکل احساس امیدواری این است که معامله گر وقتی در ضرر است به تغییر روند قیمت امیدوار باشد و بدون رعایت حدضرر اقدام به نگه داری دارایی خود کند.

احساس خستگی:

درست است که خستگی بیشتر به عنوان یک وضعیت جسمی به حساب می آید، اما می توان آن را به نوعی در طبقه بندی احساسات قرار داد. احساس خستگی سبب می شود تا تمرکز تریدرها به پایین ترین حد ممکن برسد.

شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که بارها در یک جفت ارز اقدام به پوزیشن گیري کرده باشید بدون آنکه بدانید دنبال چه بوده اید و یا شرایط ورود به یک معامله را بدلیل حواس پرتی از دست داده اید، تمامی این ها نشان دهنده ی پایین بودن تمرکز است که در نتیجه خستگی بوجود می آید. بر همین اساس پیشنهاد می کنیم که در ابتدا اولویت های خود را مشخص کنید و در حین معامله همه ی فعالیت های جانبی را کنار بگذارید.

احساس نا امیدي:

نا امیدي اغلب به دلیل احساسات اشتباهی که در فوق اشاره شد بوجود می آید. درواقع هنگامی که معامله گران معامله اي را از دست می دهند، هیجانات بر آن ها غلبه می کند تا پوزیشن دیگری برای ورود به معامله پیدا کنند، در این حالت استراتژی معاملاتی خود را فراموش کرده و پوزیشن اشتباهی انتخاب می کنند که سبب ضرر کردن آن ها می شود، در نتیجه احساس نا امیدی و سرخوردگی به سراقشان می آید که این احساس نا امیدی تمام الگوهای رفتاری اشتباه را تشدید خواهد کرد.

نتیجه گیری

احتمالا هر تریدری می داند که آشنایی با مباحث روانشناسی اثرات بزرگی بر روي عملکرد معاملاتیش خواهد داشت. با این وجود احساسات از راه هاي بسیار پیچیده اي تصمیمات معامله گري را تحت تاثیر قرار می دهند و در نگاه اول چندان واضح به نظر نمی رسند. واضح ترین مسئله ی نشان دهنده تسلط ترس بر تصمیمات معامله گري شما این است که در پیاده سازی نقشه معاملاتی خود دچار شک و تردید می شوید.

اگر متوجه شدید که با وجود شرایط مناسب برای ورود به یک معامله، بطور مداوم فرصت هاي معاملاتی خود را از دست می دهید، باید تلاش کنید تا ریسک پذیری خود را بالا ببرید. از بین بردن امکان به خطر انداختن پول و کاهش سطح ریسک سرمایه، معمولا به شما کمک می کند تا اشتباهات ناشی از ترس را در معاملات خود کاهش دهید اعتماد به نفس لازم را بدست آوردید.

همچنین قوانین خود براي ورود به معامله را مکتوب کنید و به صورت یک چک لیست قبل از ورود به معامله آنها را یک به یک چک کنید، این کار نیز کمک می کند تا ترس از ورود به معامله را از بین ببرید اگر شما درباره کیفیت استراتژی معاملاتی خود دچار خوش بینی مفرط باشید، احتمالا تعداد معاملات بیشتری را احساسات در معامله گری انجام خواهید داد و حواستان به این نکته نیست که امکان دارد معامله ها شکست هم بخورند. از این گذشته، معامله گرانی که سرمایه کمتری دارند، احتمال بیشتری وجود دارد تا در یک معامله پر ریسک شرکت کنند، چرا که می خواهند با انجام آن معامله ی پر ریسک میزان سرمایه خود را افزایش دهند. در این فرآیند احساسات غالب عبارتند از طمع و اعتماد بنفس بیش از حد و نادانی!

بهترین روش، کاهش حجم معامله، ایجاد سبد خرید و رعایت اصول مدیریت ریسک براي جلوگیری از افت زیاد سرمایه است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.